ازدواج بدون شکست

14.00

عنوان: ازدواج بدون شکست

نویسنده: ویلیام گلسر، کارلین گلیر

مترجم: زهره مرصوص

ناشر: شیرمحمدی

موضوع: زناشویی

رده ی سنی: بزرگسال

جلد: شومیز

تعداد صفحه: 144 ص

تعداد:
مقایسه

توضیحات

معرفی کتاب ازدواج بدون شکست (حل معمای ازدواج با تئوری انتخاب) اثر دکتر ویلیام گلسر، کارلین گلسر

 

کتاب ازدواج بدون شکست با الهام از تئوری انتخاب به دنبال آن است که گام‏ به‏ گام راه و شیوۀ کنار آمدن و همزیستی رضایتبخش را آموزش دهد. مطالعۀ این کتاب و به کارگیری توصیه‏ های آن و مهم‏ترین آن‏ها «دست کشیدن از روان‏شناسی کنترل بیرونی» می ‏تواند زندگی زناشویی شادمانه و مسرت‏ بخشی برایمان به ارمغان آورد.

اساس «تئوری انتخاب» (ویلیام گلسر) بر این اصل استوار است که تمامی انسان‏ها به سبب وجود پنج نیاز ژنتیک: بقا، عشق و احساس تعلق خاطر، قدرت، آزادی و تفریح، برانگیخته می‏شوند.

 

برش‌هایی از این کتاب:

 

برش 1:

رفتارهای پیوند دهنده‌ی رابطه

حمایت: ابراز علاقه و توجه خالص و واقعی به همسرتان.

تشویق: دلگرمی و امیدبخشی به همسرتان برای گام‌های موثری که برداشته است.

گوش فرا دادن: گوش دادن فعال بدون تفسیر یا نتیجه گیری شتابزده به آنچه همسرتان به شما می‌گوید.

پذیرش: پذیرفتن همسرتان با همه‌ی نواقص و نقاط قوتش همان گونه که هست.

اعتماد: باور و اطمینان داشتن نسبت به صداقت و شفافیت طرف مقابل و نشان دادن این احساس به او.

احترام: میزان منزلت و شانی که همسرتان در چشم شما دارد، برای خصایص و ویژگی‌های بیرونی و درونی او ارزش قائل شدن.

بحث، گفتگو و کنار آمدن با اختلافات: مذاکره و گفتگو بر سر موضوع اختلاف بدون تهدید و تنبیه برای رسیدن به یک توافق دوجانبه.

برش 2:

سه تفاوت رابطه دوستی و رابطه زناشویی

1.زندگی زناشویی بر خلاف دوستی که رابطه‌ای داوطلبانه و آزاد و بر سر اختیار است، تعهدی قانونی، اخلاقی و معمولا دینی محسوب می‌شود، از این رو شالوده ازدواج بر کنترل بیرونی بنا شده است.

  1. در ازدواج بر خلاف دوستی لازم است افراد با هم در تماس نزدیک باشند و با یکدیگر در یک مکان زندگی کنند.
  2. بر خلاف قطع رابطه دوستی، قطع رابطه زناشویی پیامدهای ناگواری مانند نفقه و حمایت همسر، نگهداری از فرزندان، انزوای اجتماعی یا طرد دینی، بی‌اعتنایی افراد خانواده و یا تقسیم اموال به همراه دارد.

در واقع دوستی‌های بلندمدت تنها رابطۀ انسانی است که در آن، بدون آن که بدانیم از همان آغاز دوستی تئوری انتخاب را به‌کار می‌بریم.

برش3:

دکتر ویلیام گلسر: هنگامی که نسخۀ اول کتاب ازدواج بدون شکست را در سال 1994 می‌نوشتم از اعضای موسسه خواستم هر کاری که به خشنودی ازدواجشان کمک کرده است را برایم بنویسند.

پی دی اف کتاب ازدواج بدون شکست

یکی از پاسخ‌هایی که دریافت کردم، از جانب زوج خشنودی بود که بیش از 26 سال از ازدواج آن‌ها می‌گذشت. حیفم آمد که در این‌جا نیاورم.

 

ما بر اساس تجربه‌مان موارد زیر را توصیه می‌کنیم :

حضور یکدیگر را چندین بار در روز جشن بگیرید: احوالپرسی های پر هیجان، مکالمات تلفن پرشور، دوستت دارم‌های مکرر، خواندن آواز در وصف یکدیگر.همیشه با هم قرار بیرون بگذارید حتی در سال‌های بچه‌داری و در دوره مشغله‌های کاری.از یکدیگر پشتیبانی کنید. به دنبال راه‌هایی باشید تا از یکدیگر به لحاظ جسمی و روحی حمایت کنید.

به عنوان مثال: غذای مورد علاقه همسرتان را بپزید به هنگام هوای نامساعد یکدیگر را با ماشین به محل کار برسانیددرباره کار با یکدیگر مشورت کنیدهنگام تماشای تلویزیون با یکدیگر تماس جسمی داشته باشید.جسارتِ گرفتنِ خواسته‌هایتان را داشته باشید و بگویید که چه می‌خواهید و آنچه را که به نظرتان نادرست می‌آید، به زبان بیاورید.بدون قید و شرط به یکدیگر محبت کنید.

در مورد میزان محبتی که به هم ابراز می‌کنید، انتظار و چشمداشت جبران نداشته باشید. عشق و محبت باید آزادانه نثار شود.به همسرتان آزادی بدهید تا خودش باشد. تفاوت‌ها را بپذیرید. به مرزهای موجود بین خودتان احترام بگذارید.به یکدیگر به چشم بهترین دوست نگاه کنید.

هر روز با یکدیگر همانند دو رفیق رفتار کنید.بدانید که چگونه با یکدیگر بخندید، شوخ باشید و شادی کنید، بدون آنکه از شرمندگی ترس داشته باشید. مثلا به زبانی ساختگی حرف بزنید، زمزمه کنید و یکدیگر را به ساختن آواز تشویق کنید.رابطه جنسی را زنده نگه دارید و همیشه اعمالی توافقی و مورد قبول هر دو طرف را تجربه کنید.به همراه یکدیگر آرزوهایتان را ترسیم کنید و از آن‌ها لذت ببرید.

شرط اول اثربخشی آموزه‏ های این کتاب این است که بپذیریم زندگی زناشویی یک انتخاب است و این انتخاب هرگز روی ژن‏های ما برنامه‏ ریزی نشده است و ما نیاز داریم در بارۀ آن بیاموزیم.

به اطراف‌تون نگاه کنید. آدم‌ها دائماً درگیر روابط اشتباه و دعوا هستند و اساساً تا جایی ادامه می‌دهند که دیگر توانی برای ترمیم مشکلات گذشته ندارن. رابطه یاد گرفتنیه اما کجا به ما یاد دادن؟ مدرسه؟! دانشگاه؟! خانواده؟! دوستان؟! جواب متاسفانه؛ هیچ‌جاست.

و از اونجایی که هیچ وقت منابعی بهشون معرفی نشده یا خودشون به دنبال این قضیه نبودن، بصورت تجربی و با وارد و خارج شدن در روابط کم‌کم تیپ‌های شخصیتی که بهشون میخوره یا نمیخوره رو میتونن تشخیص بدن. اما روش آزمایش و خطا خیلی دل شکستن‌ها هم در پی داره! بازی کردن با احساسات خودشون و بقیه.

به همین علت آدما خودشون باید دنبال یاد گرفتن باشن و خب اگه یاد نگیرید، سِیر شکست براتون انقدر تکرار میشه که حالتون از هرچی رابطه‌س بهم میخوره و از رابطه اشتباهی به رابطه اشتباه بعد تبعید میشید بدون اینکه هیچ‌وقت بفهمید اساس مشکل از کجاست.

آقای گلسر رفتارهای صحیح، چگونگی واکنش به رفتار مقابل، عادت های بد و مخرب و … رو در این کتاب میاد به روشی ساده و در قالب داستان‌هایی واقعی که در تک‌تک زندگی هر کدوم از ما ممکنه اتفاق بیفته، توضیح میده.

گلسر در این کتاب، تاکید ویژه‌ای به روی تئوری انتخاب ما داره و حرفش اینه تمام رفتارهای ما در ژن ما برنامه‌ریزی شده‌اند، میتونیم کنترل کنیم (کم و زیاد کنیم) اما در نهایت همون چیزی هستیم در اول بودیم.

همین اول، میخواد یه نکته رو روشن کنه. شما فقط میتونید رفتار خودتون رو اصلاح کنید، نه رفتار دیگران رو!؛ دل نبندید به تلاش برای تغییر دیگران اما با اصلاح رفتار خودتون، به صورت مستقیم بر روی رفتار بقیه هم تاثیرگذارید.

 

+ تفاوت ما با دیگر موجودات چیه؟!

– یادگیری

حیوونا نیازی ندارن کسی بهشون یاد بده چجوری تولید مثل کنن، چجوری دنبال غذا باشن، چجوری از خودشون مواظبت کنن چون تو ژن‌ِشون به صورت غریزی تمام این‌ها برنامه ریزی شده. درست برعکس انسان‌ها که لازم دارن از نیازهای اولیه مثل غذا خوردن، حرف زدن … تا رابطۀ جنسی رو فرا بگیرن. و این چیزیه که در ژن ما برنامه‌ریزی شده: نیاز به یادگیری. ژن‌ها نسل در نسل برنامه‌ریزی میشن و رفتارهای ما رو شکل میدن. قابل تغییر نیستن اما قابل کنترل چرا.

قسمتی از مقدمۀ کتاب ازدواج بدون شکست :

پنج نیاز به ژنتیک و برنامه‌ریزی شده است که باید تلاش کنیم در تمام طول عمر آن‌ها را ارضا کنیم.

این نیازها عبارتند از: 1. نیاز به عشق و احساس تعلق 2. نیاز به آزادی 3. نیاز به پیشرفت و خودشکوفایی 4. نیاز به تفریح 5. نیاز به بقا و زنده ماندن

 

ترسیم نیمرخ‌ها بر اساس شدت نیازها: با شناخت پنج نیاز خود و همسرتون خیلی راحت میتونید بفهمید مشکل اساسی شما کجاست. یه کاغذ بردارید و این پنج نیاز رو برای خودتون و پارتنرتون مشخص کنید. امتیاز بندی کنید؛ از 1 تا 5. شمارۀ 1 (بسیار کم)، 2 (کم)، 3 (متوسط)، 4 (زیاد) و شمارۀ 5 (بسیار زیاد). نیمرخ شما یه عدد پنج رقمی میشه. برای مثال، اگر شدت تمام نیازها متوسط باشد، نیمرخ شما 33333 است، اگر شدت نیازهایتان بسیار زیاد است، اون عدد 55555 خواهد شد.

بعد ازینکه شدت نیاز خودتون و پارنترتون رو مشخص کردید، در هر کدوم از پنج‌تا نیاز بالا که اختلاف بیشتر از دوتا داشته باشید، مثلا در نیاز به آزادی شما 5 هستید و پارتنرتون 3، به مشکل میخورید چون نمیتونید همو درک کنید و این به علت، تفاوت در نیازهاتونه. و فکر نکنید اگه تفاوت دارید باهم، یعنی یه کدوم از شما مشکلی داره تو شخصیتش، اینطور نیست. فقط این نیاز کمتره. اصلا بحث من خوبم، تو بدی نیست. صحبت از نقش ژن‌هاست. یه مثال خود کتاب زده:

ماری به دلیل آن‌که آن‌قدر که باید از سوی جیم محبت دریافت نمی‌کند و جیم به دلیل نیاز کم‌ترش به محبت، برایش دشوار است علت نیاز بالای ماری به ابراز و دریافت محبت را درک کند.

درک کردن، بنظرم مهم‌ترین شرط برای یک رابطه‌ست که بخواد تداوم داشته باشه. یعنی چی؟ یعنی تفاوت‌ها رو بشناسیم، بفهمیمشون و درباره‌شون صحبت کنیم. قطعاً سخته؛ مگرنه آمار طلاق و دوستی‌های متعدد و چندین‌باره (و بی‌سرانجام) بین دخترپسرا شایع نبود.

به قول خودِ گلسر:

به نظر ما، لزومی ندارد که یک زوج در تمامی نیازها با هم همخوانی داشته باشند تا بتوانند ازدواج موفقی را تجربه کنند. فقط باید بخواهند با یکدیگر دربارۀ نقاط ناسازگارشان صحبت کنند بدون آن‌که یکدیگر را تحقیر کنند و هر یکی کمی صبر و تحمل به خرج دهد. اگر حوزۀ ناهمخوان و ناهماهنگ با یکدیگر را بپذیرند و طرف مقابل را درک کنند، بیش‌تر اختلاف‌ها حل خواهد شد.خلاقیت در رابطه

 

خلاقیت نبض تپنده یک رابطه‌است. سورپرایز کردن، رفتن به یک مکان جدید که تابحال نرفتید، شکستن تابوهایی که از بچگی تو مغز ما کردن از رابطه، خلاقیت در رابطه جنسی و … همه‌ش میتونه جزئی از خلاقیت باشه. استفاده از خلاقیت، رابطه رو شاداب نگه می‌داره.

اجازه میده هربار که پی‌ام میده یا همو میبینید، فارغ از تمام مشکلاتی که در زندگی روزمره باهاش دست‌وپنجه نرم می‌کنید، لحظاتی که باهمید بقیه چیزها رو فراموش کنید، بی‌اختیار لبخند بزنید و درون خودتون از اینکه باهاش هستید احساس خوشبختی کنید. رابطه‌تون رو زنده نگه دارید، شاید فردا برای این‌کارها دیر باشه. گلسر میگه:

با وجود این‌که خلاقیت بحثی رمزآلود است، پایه و اساس تمام زندگی ما را تشکیل می‌دهد.

بیشتر هم میشه دربارۀ این کتاب حرف زد اما بسنده میکنم به چند جمله که هنگام خوندن این کتاب مارک کرده بودم و لذت خوندن تمام کتاب رو به خودتون واگذار میکنم.

جملات زیبای کتاب ازدواج بدون شکست:

 

رفتارهای مخرب عبارتند از:

  1. انتقاد کردن 2. سرزنش کردن 3. شکوه و شکایت کردن 4. غرغر کردن 5. تهدید کردن 6. تنبیه کردن 7. باج دهی برای کنترل کردن دیگری

از این رو این عادات را مخرب می‌دانم که اگر برای مدت طولانی اعمال شوند، زندگی‌های زناشویی بسیاری را از بین می‌برد.فرض اصلی کنترل بیرونی این است که: اگر احساس ناخشنودی می‌کنم، من مسئول این احساس نیستم، بلکه دیگران و رویدادها و عوامل خارج از کنترل من آن را در من ایجاد کرده‌اند و مقصرند یا دست خودم نیست، بلکه مغز من به لحاظ ساختاری یا شیمیایی به گونه‌ای است که بدون آن‌که بخواهم، این مشکل را ایجاد میکند.شما می‌توانید بیش‌تر از موفقیت‌هایتان درس بگیرید تا از ناکامی‌هایمان.

تاسف بر شکست‌های گذشته اتلاف وقت گران‌بهایی است که باید صرف آفریدن حالِ رضایت‌بخش شود.گفتگو کردن تنها راه حل مشکلات مربوط به نیاز به آزادی است. اگر طرفین نپذیرند که هریک به مقدار معینی آزادی نیاز دارند، زندگیشان رنگ رضایت و خشنودی نخواهد دید.

افرادی که به شدت عاشق یکدیگرند، با رضایت خاطر به یکدیگر آزادی می‌دهند و کاملاً در عشقشان احساس امنیت میکنند و به راحتی فضای آزاد مورد نیاز را در اختیار یکدیگر قرار می‌دهند. باید بدانم وابستگی عاطفی نیز یک رفتار کنترل‌گرانه است. با یادگیری تئوری انتخاب به ما کمک می‌کند چگونه فضای خالیِ نبودِ همسرمان را پر کنیم.رفتارهای پیوند دهنده:

  1. گوش کردن 2. حمایت کردن 3. تشویق کردن 4. احترام گذاردن 5. اعتماد کردن 6. پذیرفتن فرد همانگونه که هست 7. گفتگوی همیشگی بر سر اختلافات، ایجاد و نگهداری رابطه برای خشنودی ما بسیار حیاتی است و به محض این که مشکلی ایجاد شد باید با گفتگو و مذاکره آن را حل کرد.لازم است که نگاهمان را عوض کنیم، بدین معنا که همۀ ما چه زن و چه مرد از هوش و ذکاوتمان استفاده کنیم و در صورتی که روش کنونی در زندگی جواب نمی‌دهد، روشمان را تغییر دهیم.طبق تئوری انتخاب پذیرفته‌ام که فقط می‌توانم رفتار خودم را کنترل کنم.عاشق بودن نیازمند توجه و دقت بسیار زیاد است.ازدواج محدودکننده‌ترین شرایطی‌ است که یک انسان می‌تواند برای خود تصور کند.هنگامی که عشقم را کاملاً به او نثار می‌کنم، دیگر علاقه‌ای به نگاه کردن به فرد دیگری ندارم، اما همچنان آزادم، زیرا به انتخاب خودم، منحصراً با او خواهم ماند.اما آن‌چه به تداوم رابطۀ جنسی رضایت‌بخش منجر می‌شود، دوستی و صمیمیت میان زوجین است.با همسرتان همان‌طور رفتار کنید که با بهترین دوستتان رفتار می‌کنید.

کتاب های مرتبط ازدواج بدون شکست

1- معرفی کتاب  در یوتیوب

2- معرفی کتاب  در آپارات

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

Show only reviews in فارسی (0)

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “ازدواج بدون شکست”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.