خشم و هیاهو

15.00

عنوان: خشم و هیاهو

نویسنده: ویلیام فالکنز

مترجم: محمد ثقفی

ناشر: آسو

موضوع: داستانهای آمریکایی

رده ی سنی: بزرگسال

جلد: شومیز

تعداد صفحه: 367

در انبار موجود نمی باشد

مقایسه

توضیحات

کتاب خشم و هیاهو (The Sound and the Fury) اولین بار در سال 1929 منتشر شد.

 این کتاب برخلاف شهرتی که امروزه دارد در زمان انتشارش فروش بالایی نداشت اما بعد از گذشت حدود هفتاد سال از انتشارش سایت مدرن لایبرِری این کتاب را در رتبه‌ی ششم بهترین رمان انگلیسی قرن بیستم قرار داد و آنگاه بود که فروش این کتاب چند برابر شد. 

درباره ی کتاب خشم و هیاهو 

ویلیام فاکنر در سال 1949 به دلیل تاثیر‌گذاری هنرمندانه و قدرتمندش در نوشتن رمان مدرن، برنده‌ی جایزه‌ی نوبل ادبیات شد.

نام ویلیام فاکنر به عنوان بزرگ‌ترین رمان‌نویس بین دو جنگ جهانی در تاریخ ادبیات جهان ثبت شده است. 

یکی از مشهورترین سخنرانی‌های هنگام دریافت جایزه‌ی ادبی نوبل متعلق به ویلیام فاکنر است.

او در این مراسم می‌گوید: « این لحظه را چون بلند جایی بدانم، که از فراز آن صدایم به گوش مردان و زنان جوانی خواهد رسید که هم اکنون خود را وقف این درد و تلاش کرده‌اند و آن را که روزی اینجا به جای من خواهد ایستاد، در میان خود دارند. 

تراژدی ما امروز، ترسی جسمی، جهانی و همگانی است و آنچنان دیرپاییده است که اکنون حتی می‌توانیم آن را بر خود هموار کنیم.

 این زنان و مردان باید به خود بیاموزند که ننگی پست‌تر از ترسیدن نیست؛ و چون این را آموختند ترس را یکسره فراموش کنند.» 

چرا باید این کتاب را خواند؟  

برای خواندن این کتاب هزاران دلیل منطقی و ادبی وجود دارد اما شاید یکی از جامع ترین دلایلی که لازم است تا این کتاب را بخوانید این باشد که کتاب خشم و هیاهو سال هاست به  عنوان یکی از بهترین نمونه‌های رمان قرن بیستم در دانشگاه‌های مطرح جهان تدریس می‌شود.

 این امر نشان‌دهنده‌ی قدرت کلام و تاثیرگذاری داستان خشم و هیاهو است. 

نکات جالب درباره‌ی کتاب خشم و هیاهو 

یکی از جذاب‌ترین نکته‌های که می‌توانیم درباره‌ی رمان ماندگار ویلیام فاکنر بدانیم، ریشه‌ی اسم خشم و هیاهو است. 

عبارت خشم و هیاهو (The Sound and Fury)   که ویلیام فاکنر برای نام این رمان انتخاب کرده ‌است. از نمایشنامه‌ی «مکبث» شکسپیر می‌آید. 

مکبث در یکی از تک‌گویی‌هایش در پرده‌ی پنجم می‌گوید: « فردا و فردا و فردا، می‌خَزَد با گام‌های کوچک از روزی به روزی تا که بسپارد به پایان رشته‌ی طومارِ هر دورانو دیروزان و دیروزان کجا بوده است ما دیوانگان را جز نشانی از غباراندوده راهِ مرگ. 

فرو میر آی، اِی شَمعک، فرو میر، آی، که نباشد زندگانی هیچ اِلّا سایه‌ای لغزان و بازی‌هایِ بازی پیشه‌ای نادان که بازَد چندگاهی پُرخروش و جوش نقشی اَندرین میدان و آنگه هیچ. زندگی افسانه ای است کز لبِ شوریده مغزی گفته آید سر به سر خشم و خروش و غُرِّش و غوغا، لیک بی معنا» 

اولین بخش کتاب خشم و هیاهو از زبان بنجی فرزند ناتوان خانواده‌ی کمپسون روایت می‌شود.

در واقع شخصیت بنجی در این‌جا آن «شوریده مغزی» است که شکسپیر درباره‌اش سخن می‌گوید. 

بخشی که خواندید صحنه‌ی پنجم از پرده‌ی پنجم نمایش‌نامه‌ی مکبث به ترجمه‌ی داریوش آشوری بود. این ترجمه از نمایش‌نامه‌ی مکبث توسط انتشارات آگه منتشر شده است که مطالعه‌ی آن هم به همه‌ی علاقمندان ادبیات نمایشی پیشنهاد می‌شود.  

 

اقتباس فیلم  

مارتین ریت (Martin Ritt)  اولین اقتباس سینمایی از کتاب خشم و هیاهو را در سال 1959 را کارگردانی کرد اما موضوع فیلم تقریبا هیچ شباهتی به رمان خشم و هیاهو نداشت. 

در سال 2014، جیمز فرانکو (James Franco) اقتباس دقیقی از این کتاب را روی پرده‌ی سینماها برد و خودش در نقش بنجی ایفای نقش کرد. این اقتباس سینمایی فرانکو، مورد تایید دوست‌داران خشم و هیاهو قرار گرفت. 

در سال 1394 در سینمای ایران، هومن سیدی فیلمی با نام خشم و هیاهو ساخت که قصه‌ی این فیلم هم هیچ ارتباطی به رمان خشم و هیاهو ویلیام فاکنر ندارد. 

کتاب خشم و هیاهو داستان چهار روز از زندگی خانواده‌ی کمپسون را روایت می‌کند. وقایع این کتاب در می‌سی‌سی‌پی آمریکا رخ می‌دهند، به همین دلیل است که برخی از شخصیت‌های داستان به لحظه‌ی جنوب آمریکا صبحت می‌کنند. 

خانواده‌ی کمپسون در گذشته خانواده‌ای پولدار و ثروتمند بوده‌اند اما بعد از اتفاقاتی بخش زیادی از اموال خودشان را از دست می‌دهند. کتاب خشم و هیاهو چهار فصل دارد و هر کدام از این فصل‌ها توسط یکی از پسران خانواده کمپسون تعریف می‌شوند.    

جملاتی از کتاب خشم و هیاهو  

آن‌ها را دیدم. بعد کدی را، گل‌به‌سر، با توری بلند مانند باد براق بر صورت، دیدم. کدی، کدی. 

تی. پی. گفت «هیس. صداتو میشنفن. زود بیا پایین.»مرا کشید. کدی. دیوار را با دستهایم چنگ زدم. کدی. تی. پی. مرا کشید. 

تی. پی. گفت«هیس. هیس. زود بیا اینجا.» همین‌طور مرا می‌کشید. کدی. «آروم بگیر بنجی. میخوای صداتو بشنفن. بیا تا یه کم دیگه ساسپریلو بخوریم، بعد اگه آروم بگیری می تونیم برگردیم. بهتره یه بطر دیگه ورداریم والا هردو داد می زنیم. می تونیم بگیم دان خوردش. آقای کونتین هميشه میگه خیلی زرنگم. ما هم می‌تونیم بگیم او ساسپربلو سگ.» 

نور ماه  از پله های انباری پایین آمد. قدری دیگر ساسپریلو خوردیم. 

تی. پی. گفت«می دونی دلم چی می‌خواد. دلم می‌خواد یه خرس از اون در انباری بیاد تو. می‌دونی چی کار می‌کنم. راست میرم طرفش و تو چشاش تف میندازم. اون بطر را بده به من تا پیش از اونکه داد بزنم جلو دهنمو بگیره.» 

درباره نویسنده ی کتاب خشم و هیاهو: ویلیام فاکنر 

ویلیام فاکنر (که گاهی اشتباهی نامش را ویلیام فالکنر تلفظ می‌کنند) یکی از مشهورترین نویسندگان آمریکایی است که در سال 1897 در ایالت می‌سی‌سی‌پی آمریکا متولد شد. نویسندگی تنها حوزه‌ی تخصصی ویلیام فاکنر نبود، او داستان‌نویس، شاعر، فیلم‌نامه‌نویس، نمایشنامه‌نویس و مقاله‌نویس فوق‌العاده‌ای هم بود. 

ویلیام فاکنر(William Faulkner)  در کارنامه‌ی ادبی‌اش حدود سیزده رمان و تعداد زیادی داستان کوتاه دارد. «خشم و هیاهو»، «گوربه‌گور» و « آبشالوم، آبشالوم!» مشهورترین رمان‌هایش هستند که توسط نشر نیلوفر منتشر شده‌اند و «شاخه گلی برای امیلی» و «سپتامبر بی‌پایان» را بهترین داستان کوتاه‌های او می‌دانند

آثار فاکنر را مترجمان بزرگی مثل ابوالحسن نجفی، نجف دریابندری و صالح حسینی به فارسی برگردانده‌اند. 

سبک نوشتاری ویلیام فاکنر  

در بررسی سبک نوشتاری ویلیام فاکنر دو موضوع مهم را نباید نادیده گرفت. اول این‌که فاکنر حساسیت زیادی روی شخصیت‌هایش داشت.

 همه‌ی شخصیت‌های نوشته‌های او ازلحاظ روانی کاملا پرداخت‌شده هستند و می‌توان شخصیت‌های فاکنر را از دیدگاه‌های مختلف فلسفی و روان‌شناختی بررسی کرد.

نقدها و مقالات زیادی درباره‌ی شخصیت‌های فاکنر نوشته‌شده است. 

دیگر این‌که رمان‌ها و داستان‌های ویلیام فاکنر معمولا در ژانر گوتیک (ژانری از ادبیات که در آن مضامین وحشت‌انگیز و عاشقانه با هم ترکیب می‌شوند)  قرار می‌گیرندفاکنر داستان‌هایش را به سبک تجربی می‌نوشت و یکی از بنیان گزاران سبک «جریان سیال ذهن» بود. 

نوبل و فاکنر 

قطعا خشم و هیاهو به عنوان یکی از شاهکارهای دنیای ادبیات به شمار می رود، اثری بی نظیر به قلم شیوای ویلیام فاکنر در سال ۱۹۲۹ منتشر شد و توانست جایزه نوبل ادبی را به خود اختصاص دهد. 

حال قصد داریم با نوشتن یک پیش زمینه کوتاه در رابطه با داستان این رمان اعجاب انگیز، به معرفی و نقد و بررسی این شاهکار ادبی بپردازیم. 

پدر خانواده: جیسون کامپسون سوم اشراف زاده ای به گل نشسته که دارای چهار فرزند است و تاثیرات فکری زیادی برای فرزند ارشد خود کوئنتین دارد . 

مادر خانواده : کارولین باسکومب کامپسون، زنی که به تاریخ خانواده خود میبالد و جیسون چهارم فرزند پسر دوم خانواده ، مورد توجه و علاقه شدید او میباشد . 

فرزند ارشد: کوئنتین تامپسون پسر اول و فرزند بزرگ خانواده ، پسری که نظرات و بسیاری از تاثیرات او از جانب پدرش شکل گرفته و شدیدا شیفته تنها خواهرش است . 

تنها دختر خانواده: کدی کامپسون، تنها فرزند دختر خانواده و محور و قهرمان اصلی داستان. 

جیسون چهارم: جیسون کامپسون چهارم ، شخصیت منفی داستان . 

بنجی: بنجامین تامپسون فرزند آخر خانواده که دارای معلولیت ذهنیست و خواهرش را تنها دوست خود میداند . 

دیلسی گیپسون: خدمتکار زن سیاه پوست خانواده . 

کونتین کامپسون: فرزند کدی که حاصل رابطه ای نامشروع در باکرگی کدیست و از این رو به توسط مادرش به خانه اجدادی فرستاده میشود . 

روند داستان کتاب 

داستان روایت خانواده کامپسون است به نابودی کشیده میشود که توسط چهار راوی در چهار روز مختلف از این خانواده روایت میشود. 

راوی اول بنجی است که در روز تولد۳۳ سالگی اش که توام با عید پاک است به روایت خاطرات خانواده میپردازد و با وجود معلولیت ذهنی دیدی ساده و لطیف دارد و در مرور خاطرات ، در زمان جست میزند و مطالب مهمی را با دقت میتوان از میان رفت و آمد های او در تاریخ فهمید. 

راوی دوم 

اما راوی دوم کوئنتین است که از عشق بی همتای خود به کدی و اسارت در زمان و رهایی از این زندان توسط خودکشی در روز خودکشی اش روایت میکند . 

راوی چهارم نیز جیسون است که وجود از نفرت پر شده و مرگ اعضای خانواده را عامل تسریع بخش به سوی خوشبختی میداند. 

و در آخر دیلسی گیپسون که در هر شرایطی زنجیر اتصال خانواده کامپسون بوده و پیام نهایی داستان را برای مخاطب روایت میکند.

نقد و بررسی کتاب خشم و هیایو 

فاکنر در کتاب خشم و هیاهو از چهار منظر مختلف یک زندگی را مورد توصیف قرار میدهد، روایتی پیچیده که مخاطب را وادار به تفکر و دقت برای درک مطلب میکند. 

نکته جالب نگارش داستان چهار روایت است که با بررسی آن متوجه تغییر در نگارش آنها به واسطه دید شخصیت ها هستیم. 

در کل نگارش خاص و پیچیدگی کتاب خشم هیاهو یکی از عوامل مجذوب کننده آن محسوب میشود که برای یافتن پاسخ به سوالات شک گرفته در ذهن ، مخاطب باید دیدی باز داشته و نکته سنجی لازمه را به مطالعه خود بیافزاید که پیشنهاد میکنیم مطالعه آن را از دست ندهید. 

دلیل نام‌گذاری این کتاب چیست؟ 

عنوان «خشم و هیاهو» اشاره به سطری از نمایشنامه‌ی مکبث از ویلیام شکسپیر دارد. مکبث ژنرال نجیب اسکاتلندی است و همسرش خودکشی کرده است. او بعد از این واقعه فکر می کند زندگیش در یک آشوب بزرگ قرار گرفته. علاوه براین عنوان ویلیام فاکنر را می‌توانیم در چندین بخش از نمایشنامه‌ی مکبث ببینیم. برای مثال: 

زندگی داستانی است لبریز از خشم و هیاهو، که از زبان ابلهی حکایت می‌شود و معنای آن هیچ است. 

 

کتاب های مرتبط

1- معرفی کتاب خشم و هیاهو در یوتیوب

2- معرفی کتاب خشم و هیاهو در آپارات

اطلاعات بیشتر

مترجم

نویسنده

ویلیام فالکنر

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

Show only reviews in فارسی (0)

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “خشم و هیاهو”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.