کتابخانه نیمه شب

15.00

عنوان: کتابخانه نیمه شب

نویسنده: مت هیگ

مترجم: محمدصالح نورانی زاده

ناشر: کوله پشتی

موضوع: داستان های انگلیسی

رده سنی: بزرگسال

تعداد صفحات: 352

در انبار موجود نمی باشد

مقایسه

توضیحات

معرفی کتاب کتابخانه نیمه شب اثر مت هیگ

مت هیگ در کتاب کتابخانه نیمه شب داستان دختری را روایت می‌کند که با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می‌کند، اما با ورود به یک کتابخانۀ جادویی نگاهش به زندگی تغییر می‌کند. این رمان تکان‌دهنده و پرفروش در سال 2020 برنده جایزه گودریدز از نگاه مخاطبان شده است و از تأثیر انتخاب‌های کوچک و بزرگ در زندگی‌مان سخن می‌گوید.

درباره کتاب کتابخانه نیمه شب:

اگر فرصتی برای جبران گذشته‌تان داشتید دست به چه انتخاب‌هایی می‌زدید؟

حقیقت این است که ما هرگز نمی‌توانیم تمام کسانی باشیم که دلمان می‌خواهد؛ نمی‌توانیم تمام زندگی‌هایی را از سر بگذرانیم که دوست داریم و هیچ‌گاه نمی‌توانیم تمام مهارت‌های مورد علاقه‌مان را فرابگیریم. اما می‌توانیم این تجربه لذت‌بخش را از رهگذر خواندن رمان به دست آوریم.

جایی میان زندگی و مرگ، کتابخانه‌ای بی‌انتها وجود دارد که داستان واقعی هر فردی در آن منعکس شده است. تصور کنید در این کتابخانه حق انتخاب یک زندگی را داشتید، چه می‌کردید و چه چیزهایی در زندگی کنونی‌تان را تغییر می‌دادید؟ با تغییر دادن آن‌ها آیا شما همچنان همین فرد بودید؟ نورا سید شخصیت اصلی داستان کتابخانه نیمه شب (The Midnight Library) در جستجوی زندگی حقیقی‌اش است و با ورود به این کتاب‌خانه نگاهش به تمام مقولات بنیادین زندگی دگرگون می‌شود…

کتابخانه نیمه شب

افتخارات کتاب کتابخانه نیمه شب:

– حضور در لیست پرفروش‌ترین کتاب‌های نیویورک تایمز
– برنده جایزه گودریدز به انتخاب مخاطبان سال 2020

نکوداشت‌های کتاب کتابخانه نیمه شب:

– کتابی خواندنی که روحیه‌تان را عوض می‌کند! (واشنگتن پست)
– یک افسانه زیبا؛ داستانی شگفت‌انگیز برای عصر مدرن است. (جودی پیکولت)
– رمانی بی نهایت جذاب! در دنیای آشفته امروزی، این همان کتابی‌ست که به آن نیاز داریم. (نیویورک تایمز)

خواندن کتاب کتابخانه نیمه شب به چه کسانی پیشنهاد می‌شود؟

اگر تشنه تجربه کردن بیش از یک سرگذشت هستید و می‌خواهید با تمام وجوه زندگی افراد گوناگون آشنا شوید، این رمان برای شما نوشته شده است!

با مت هیگ بیشتر آشنا شویم:

روزنامه‌نگار و نویسنده بریتانیایی، مت هیگ (Matt Haig) جولای 1975 در شهر شفیلد متولد شد. وی در سن 24 سالگی به افسردگی شدیدی مبتلا گشت که سالیان سال تحت نظر پزشک قرار داشت و در نهایت توانست بیماری‌اش را شکست دهد.

مت از شیوه مقابله‌اش در برابر این بیماری در کتاب حاضر سخن می‌گوید. او که مؤلف آثار برجسته‌ای همچون «چگونه زمان را متوقف کنیم؟» و «انسان‌ها» است یکی از موفق‌ترین و پرفروش‌ترین نویسندگان نیویورک تایمز و آمازون به حساب می‌آید.

با مت هیگ بیشتر آشنا شویم:

روزنامه‌نگار و نویسنده بریتانیایی، مت هیگ (Matt Haig) جولای 1975 در شهر شفیلد متولد شد. وی در سن 24 سالگی به افسردگی شدیدی مبتلا گشت که سالیان سال تحت نظر پزشک قرار داشت و در نهایت توانست بیماری‌اش را شکست دهد.

مت از شیوه مقابله‌اش در برابر این بیماری در کتاب حاضر سخن می‌گوید. او که مؤلف آثار برجسته‌ای همچون «چگونه زمان را متوقف کنیم؟» و «انسان‌ها» است یکی از موفق‌ترین و پرفروش‌ترین نویسندگان نیویورک تایمز و آمازون به حساب می‌آید.

در بخشی از کتاب کتابخانه نیمه شب می‌خوانیم:

هر زندگی‌ای که از زمانِ آمدن به کتابخانه امتحان کرده بود درواقع رؤیای شخصی دیگر بود. زندگی اولی که ازدواج کرده بود و میخانه داشت رؤیای دَن بود. سفر به استرالیا رؤیای ایزی بود و حسرت نورا دربارۀ نرفتن، بیشتر به صمیمی‌ترین دوستش مربوط می‌شد تا خودش.

رؤیای قهرمان شنا شدن متعلق به پدرش بود،. بله، حقیقت داشت که در دوران کودکی به قطب شمال علاقه داشت و می‌خواست یخچال‌شناس شود، اما آن تصمیم هم تا حد زیادی از گفت‌وگوهایش با خود خانم الم در کتابخانۀ مدرسه شکل گرفته بود. هزارتو هم، خب، آن هم از همان اول رؤیای برادرش بود.

شاید هیچ زندگی بی‌نقصی برای او وجود نداشت، اما مطمئناً جایی زندگی‌ای پیدا می‌شد که ارزش تجربه کردن داشته باشد. نورا هم متوجه شد که اگر می‌خواهد آن زندگی را پیدا کند، باید دامنۀ جست‌وجویش را وسیع‌تر کند.

خانم الم درست می‌گفت. بازی هنوز تمام نشده بود. هیچ بازیکنی نباید تا وقتی مهره‌ای روی صفحه داشت تسلیم می‌شد.

کمرش را راست کرد و صاف‌تر ایستاد.

«باید از بالاترین و پایین‌ترین قفسه‌ها زندگی‌های بیشتری انتخاب کنی. تا الان سعی داشتی واضح‌ترین پشیمونی‌هات رو جبران کنی. کتاب‌های قفسه‌های بالایی و پایینی زندگی‌های متفاوتی‌ان. زندگی‌هایی که وجود دارن، اما هیچ‌وقت اون‌ها رو تصور نکرده‌ی یا نخواسته‌ی‌، حتی بهشون فکر هم نکرده‌ی. زندگی‌هایی هستن که می‌تونی تجربه‌شون کنی، اما هیچ‌وقت رؤیاشون رو در سر نداشته‌ی.»

«یعنی زندگی‌های غم‌انگیزی هستن؟»

فهرست مطالب کتاب

مکالمه‌ای دربارۀ باران
نوزده سال بعد
مرد پشت در
تئوری ریسمان
زندگی یعنی سختی کشیدن
درها
شیوۀ سیاه‌چاله بودن
پادماده
00:00:00
کتابدار
کتابخانۀ نیمه‌شب
طبقات متحرک
کتاب حسرت‌ها
وزن زیاد حسرت
تمام زندگی‌ها هم‌اکنون آغاز می‌شوند
سه نعل اسب
یادداشت یکی ‌مانده ‌به‌ آخری که نورا پیش از گیر افتادن میان مرگ و زندگی نوشته بود
صفحۀ شطرنج
تنها راهِ یاد گرفتن، زندگی کردن است
آتش
تُنگ ماهی
یادداشت یکی‌ مانده ‌به ‌آخری که نورا پیش از گیر افتادن میان مرگ و زندگی نوشته بود
زندگی موفق
چای نعناع
درخت زندگی ما
خطای سیستم
سوالبارد
هوگو لُفِوْر
چرخیدن به دور خود
لحظه‌ای بحرانی در وسط ناکجاآباد
ناامیدی از اینکه وقتی واقعاً به کتابخانه احتیاج داری، پیدایش نمی‌کنی
جزیره
خاک یخ‌زده
یک شب در لونگ‌یربین
انتظارات
مرگ و زندگی و تابع موج کوانتومی
اگر اتفاقی برایم بیفتد، دوست دارم خودم آنجا باشم
خدا و دیگر کتابداران
شهرت
وحشی و آزاد
رایان بیلی
یک سینی نقره‌ای پر از کیک عسلی
پادکست افشاگر
زوزه
عشق و رنج
هم‌مسافتی
رؤیای شخصی دیگر
یک زندگی آرام
وقتی این دنیا سگ دارد، چرا باید دنیای دیگری خواست؟
شام با دیلن
میخانۀ آخر جاده
تاکستان بوئنا ویستا
زندگی‌های متعدد نورا سید
گُم‌شده در کتابخانه
مرواریدی در دل صدف
بازی
زندگی ایدئال
جست‌وجویی روحانی به‌دنبال ارتباطی عمیق‌تر با جهان
همرسمیث
سه‌چرخه
جایی جز اینجا
برخوردی با پلیس
نگاهی نو به همه‌چیز
گل‌ها آب دارند
جایی برای ماندگار شدن وجود ندارد
حق نداری ناامید شوی، نورا سید!
بیدار شدن
ورای نومیدی
چیزی که یاد گرفتم (به قلم آنکه کسی نیست، اما همه‌کس بوده است)
زندگی‌ کردن در برابر درک ‌کردن
آتشفشان
آن‌طور که پایان می‌یابد

درباره کتاب کتابخانه نیمه شب

اگر شانس این را داشته باشید که به کتابخانه نیمه شب بروید و خودتان تمام زندگی‌های دیگرتان را ببینید چه اتفاقی خواهد افتاد؟ امکان دارد هر کدام از این زندگی‌ها بهتر از زندگی حال حاضر شما باشند؟

نورا با سوالی این چنینی به سراغ کتابخانه‌ای مرموز می‌رود که بداند قصه زندگی او چطور می‌شد اگر در جایی از زندگی انتخاب دیگری می‌کرد. او زندگی‌ای پر از بدبختی و پشیمانی داشته اما در این کتابخانه فرصتی برایش فراهم می‌شود تا اوضاعش را روبه راه کند. او این انتخاب را دارد که زندگی کنونی‌اش را با زندگی جدیدی عوض کند.

مسیر شغلی جدیدی داشته باشد، روابط شکست‌خورده‌اش را از نو بسازد و رویاهای کودکی‌اش را دنبال کند. او باید در این سفر به دل کتابخانه نیمه‌شب به دورن خودش نظر کند و آن چه را واقعا به زندگی‌اش معنا و ارزش می‌دهد، پیدا کند. کتابخانه‌ای با انبوهی از کتاب که هرکدام قصه یک زندگی را می‌گویند.

شما با خواندن این رمان به نوعی افسون خواهید شد تا به دنیای دیگری فرار کنید. نویسنده با داستانش این نکته مهم را گوشزد می‌کند که نباید آثاری را که دیگران بر زندگی ما می‌گذارند، نادیده بگیریم. همه چیز در زندگی مهم است حتی اگر خیلی کوچک و ناچیز باشد. باید همواره به لحظه لحظه زندگی‌مان فکر کنیم و آن را تحلیل کنیم و همه احساسات خود را در نظر بگیریم تا مانع خوشبختی خود نشویم.

این اثر مجموعه‌ای از پیام‌های زندگی را در قالب یک طرح داستانی جالب برای خواننده دارد.

خواندن کتاب کتابخانه نیمه شب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

علاقه‌مندان به ادبیات داستانی از خواندن این کتاب لذت خواهند برد.

بخشی از کتاب کتابخانه نیمه‌ شب

طبقات کتاب دو سمت نورا شروع به حرکت کردند. زاویه‌هایشان عوض نمی‌شد. فقط افقی می‌لغزیدند و جابه‌جا می‌شدند. این احتمال هم بود که اصلاً طبقات حرکت نمی‌کنند و این کتاب‌ها هستند که جابه‌جا می‌شوند. اصلاً هم مشخص نبود که چرا یا حتی چگونه. هیچ ابزار و وسیله‌ای دیده نمی‌شد که این کار را انجام دهد. صدایی به گوش نمی‌رسید و کتاب‌ها هم از انتها یا ابتدای طبقات بر زمین نمی‌ریختند. کتاب‌ها بر اساس اینکه روی کدام طبقه قرار داشتند، با سرعتی متفاوت می‌لغزیدند، اما هیچ‌کدامشان خیلی سریع حرکت نمی‌کردند.

«چه اتفاقی داره می‌افته؟»

چهرهٔ خانم الم در هم رفت. قامتش را صاف‌تر کرد، چانه‌اش را داخل برد، قدمی به‌سمت نورا رفت و دست‌هایش را در هم گره کرد. «وقتشه که شروع کنی، عزیزم.»

«اگه اشکالی نداره، این رو بپرسم. چی رو شروع کنم؟»

«هر زندگی میلیون‌ها تصمیم رو شامل می‌شه. بعضی از این تصمیم‌ها بزرگ هستن و بعضی کوچیک. اما هر بار که تصمیمی گرفته می‌شه، نتیجه تغییر می‌کنه. تغییری جبران‌ناپذیر که به‌نوبهٔ خودش موجب تغییرات دیگه‌ای می‌شه. این کتاب‌ها دریچه‌ای هستن به تمام زندگی‌هایی که تو می‌تونستی تجربه کنی.»

«چی؟»

«تعداد زندگی‌هایی که می‌تونی داشته باشی به‌اندازهٔ احتمالاتیه که توی عمرت داری. توی بعضی زندگی‌ها انتخاب‌های متفاوتی می‌کنی و اون انتخاب‌ها نتایج متفاوتی رو ایجاد می‌کنن. اگه فقط یه کار رو متفاوت انجام داده بودی، داستان زندگی‌ت متفاوت می‌شد. همهٔ اون زندگی‌ها هم توی کتابخونهٔ نیمه‌شب وجود دارن. همه‌شون درست به‌اندازهٔ این زندگی واقعی‌ان.»

«یعنی زندگی‌های موازی؟»

«نه همیشه. بعضی‌هاشون بیشتر… متقاطع هستن. خب، دوست داری زندگی‌ای رو تجربه کنی که می‌تونستی داشته باشی؟ دوست داری کاری رو متفاوت انجام بدی؟ چیزی هست که بخوای تغییرش بدی؟ کار اشتباهی کردهٔ؟»

جوابش آسان بود. «آره. همه‌چیز.»

به‌نظر رسید این جوابش باعث شد بینی کتابدار قلقلک شود.

خانم الم سریع دست در آستین لباس یقه‌اسکی‌اش فروبرد تا دستمال‌کاغذی‌اش را بیرون بیاورد. بلافاصله آن را جلوی صورتش گرفت و داخلش عطسه کرد.

نورا گفت: «عافیت باشه.» و دید که چطور به‌محض تمام شدن استفادهٔ کتابدار از دستمال، جادویی عجیب آن را از توی دستانش غیب کرد.

«نگران نباش. دستمال‌ها هم مثل زندگی‌ها هستن. همیشه تعداد زیادی ازشون هست.» خانم الم برگشت سر حرفش. «انجام دادن فقط یک کار به شکلی متفاوت معمولاً مثل اینه که همه‌چیز رو متفاوت انجام بدی. هرچقدر هم که تلاش کنیم، نمی‌تونیم کارهایی رو که توی دوران زندگی انجام داده‌یم تغییر بدیم… اما تو دیگه توی دوران زندگی نیستی. اومدی بیرون. این موقعیت رو داری که ببینی همه‌چیز می‌تونست چطور پیش بره.»

نورا در دل گفت: امکان نداره اینها واقعی باشه.

ظاهراً خانم الم می‌دانست او به چه فکر می‌کند.

«اما واقعیه، نورا سید. هرچند اون واقعیتی نیست که تو درکش می‌کنی. بهترین حالتی که می‌شه توصیفش کرد میانه هست. نه زندگیه و نه مرگ. اون زندگی واقعی که فکر می‌کنی نیست، اما رؤیا هم نیست. نه اینه و نه اون. خیلی کوتاه بخوام بگم، کتابخونهٔ نیمه‌شبه.»

طبقات که تا پیش از این آهسته حرکت می‌کردند متوقف شدند. نورا متوجه شد که یکی از طبقات سمت راستش، در ارتفاع شانه، فضای خالی بزرگی دارد. تمام بخش‌های دیگر طبقات کاملاً و شانه‌به‌شانه از کتاب پر بودند، اما اینجا فقط یک کتاب به پشت روی طبقهٔ سفید و نازک قرار داشت.

این کتاب برخلاف بقیهٔ کتاب‌ها نه سبز، بلکه خاکستری بود. درست به همان اندازه خاکستری که وقتی نورا نخستین بار ساختمان را از ورای مِه دید، دیوارهای سنگی خاکستری به‌نظرش رسیدند…

کتاب های مرتبط

1- معرفی کتاب کتابخانه نیمه شب در یوتیوب

2- معرفی کتاب کتابخانه نیمه شب در آپارات

اطلاعات بیشتر

نویسنده

مت هیگ

مترجم

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

Show only reviews in فارسی (0)

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “کتابخانه نیمه شب”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

test