شازده کوچولو

11.00

عنوان:شازده کوچولو

نویسنده: آنتوان دوسنت اگزوپری

مترجم: محمدرضا صامتی

ناشر: سفیر قلم

موضوع: داستان کودکانه

جلد: شومیز

رده ی سنی: تمامی سنین

تعداد صفحه: 112

تعداد:
مقایسه

توضیحات

شازده کوچولو به فرانسوی: (Le Petit Prince) نام یک کتاب داستان اثر آنتوان دوسنت اگزوپری است که اولین بار در سال ۱۹۴۳ منتشر شد. 

شازده کوچولو از معروف‌ترین داستان‌ها و سومین داستان پرفروش قرن بیستم در جهان است. این کتاب پرفروش‌ترین کتاب تک مجلد جهان در تمام طول تاریخ می‌باشد. 

کتاب شازده کوچولو «خوانده شده‌ترین» و «ترجمه شده‌ترین» کتاب فرانسوی‌زبان جهان است. از این کتاب به طور متوسط سالی ۱ میلیون نسخه در جهان به فروش می‌رسد.

 این کتاب در سال ۲۰۰۷ نیز به عنوان کتاب سال فرانسه برگزیده شد. 

در این داستان اگزوپری به شیوه‌ای سورئالیستی به بیان فلسفه خود از دوست داشتن و عشق و هستی می‌پردازد. او طی این داستان از دیدگاه یک کودک که از سیارکی به نام ب۶۱۲ آمده، پرسشگر سوالات بسیاری از آدم‌ها وکارهای آن‌ها است. 

این اثر به بیش از ۱۵۰ زبان مختلف ترجمه شده‌ و مجموع فروش آن به زبان‌های مختلف از دویست میلیون نسخه گذشته‌ است. 

سال ۱۹۳۵، هواپیمای سنت اگزوپری، که برای شکستن رکورد پرواز بین پاریس و سایگون تلاش می‌کرد، در صحرای بزرگ آفریقا دچار نقص فنی شد و به ناچار در همان‌جا فرودآمد. 

همین سانحه دستمایه الهام شازده کوچولو شد که در آن شخصیت قهرمان داستان، خلبانی بی‌نام، پس از فرود در بیابان با پسر کوچکی آشنا می‌شود.

 پسرک به خلبان می‌گوید که از اخترکی دوردست می‌آید و آنقدر آنجا زندگی کرده که روزی تصمیم می‌گیرد برای اکتشاف اخترک‌های دیگر خانه را ترک کند.

او هم‌چنین برای خلبان از گل سرخ محبوبش می‌گوید که دل در گرو عشق او دارد، از دیگر اخترک‌ها تعریف می‌کند و از روباهی که او را این جا، روی زمین، ملاقات کرده است.

خلبان و شازده چاهی را می‌یابند که آنها را از تشنگی نجات می‌دهد اما در نهایت شازده کوچولو خلبان را در جریان تصمیم خود قرار می‌دهد و می‌گوید تصمیم گرفته به اخترک خانه‌اش بازگردد. 

کتاب شازده کوچولو | اهلی کردن | آنتوان دوسنت اگزوپه

نقد و بررسی کتاب  

در این دنیای پر هرج و مرج و شلوغ عده ای هستند که دلشان را به گل‌شان خوش کرده‌اند.

آن‌هایی که هر روز را برای دیدن گل سرخ سپری می‌کنند، همان‌هایی که همه‌ی روز به فکر خوشحال کردن گلشان هستن و می‌خواهند دنیا را به پایش بریزند.

کتاب شازده کوچولو مشهورترین کتاب قرن، نوشته‌ی آنتوان دوسنت آگزوپری است. اگزوپری با استفاده از زبانی نرم و لطیف و شاعرانه داستانی را روایت کرده است که برای همیشه در خاطر همه‌ی جهانیان می‌ماند. 

نکات خواندنی درباره‌ی کتاب 

هنوز کسی نمیداند که منشا اصلی قصه شازده کوچولو از کجا بوده است و آیا واقعا اگزوپری با این شازده‌ی رویاها دیدار کرده است یا نه.

اما لحن و داستان کتاب آنقدر شاعرانه است که می‌توان از واقعی بودن آن چشم پوشی کرد. نکاتی که در ادامه می‌خوانید، جالب ترین نکاتی هستند که درباره‌ی کتاب شازده کوچولو وجود دارند. 

  • کتاب شازده کوچولو رکورددار ترجمه به زبان های مختلف است. این کتاب ماندگار تاکنون به بیش از سیصد زبان دنیا ترجمه شده است که تنها کتاب غیر مقدس است که تاکنون به این تعداد زبان ترجمه شده است. 

  • عده‌ای از منتقدین بر این باور هستند که کتاب شازده کوچولو الهام گرفته شده از یکی از داستان‌های هانس کریستین اندرسون به نام پری دریایی کوچولو است. هانس کریستین اندرسون یکی از مشهورترین نویسندگان ادبیات کودک داستانی با این عنوان دارد. این باور از جایی می‌آید که هنگامی که اگزوپری به دلیل جراحت‌های بعد از سقوط در بیمارستان بستری بود، دوستش آنابلا برای او داستان پری دریایی کوچک را می‌خواند. منتقدین می‌گویند شاید بعد از شنیدن این قصه بوده است که اگزوپری تصمیم به نوشتن شازده کوچولو کرده است. 

  • کانسوئلو همسر اگزوپری در واقع الهام بخش گل سرخ شازده کوچولو بوده است. شغل اصلی اگزوپری خلبانی بوده است و او مجبور بوده مدت‌های طولانی از عشق زندگی‌اش کانسوئلو دور باشد. در داستان هم شازده کوچولو از گل‌اش دور است. 

  • تمام تصاویری که در کتاب وجود دارند را خود نویسنده کشیده است. اگزوپری خودش را هرگز یک نقاش نمی‌دانست اما با توجه به حساسیتی که به شازده کوچولو داشت، تمام تصاویر کتابش را خودش با استفاده از آبرنگ کشیده بود. 

  • در آخر اینکه اگزوپری هرگز انتشار کتاب شازده کوچولو را در زادگاهش ندید. کتاب شازده کوچولو برای اولین بار در سال 1943 به زبان‌های فرانسه و انگلیسی در ایالات متحده‌ی آمریکا منتشر شد. با توجه به شرایط سیاسی زمان جنگ جهانی دوم، اگزوپری نتوانست به راحتی در فرانسه اجازه‌ی نشر کتابش را بگیرد و به همین دلیل بود که کتاب شازده کوچولو تا زمان آزادی فرانسه در این کشور منتشر نشد.

     

 

داستان کتاب شازده کوچولو درباره‌ی ملاقات خلبانی با یک موجود کوچولوی دوست داشتنی است. 

این خلبان همان نویسنده‌ ی کتاب آنتوان سنت اگزوپری است، او در یکی از سفرهایش به آفریقا، در صحرای آفریقا سقوط می‌کند و در آن‌جا شازده کوچولو را ملاقات می‌کند. 

داستان شاعرانه و عاشقانه شازده کوچولو از جایی شروع می‌شود که در سیاره‌ ب 612 که سیاره‌ی شازده کوچولو است گیاهی متفاوت در بین علف‌ها رشد می‌کند. 

گلی که در این داستان نقش معشوق را بازی می‌کند.

 شازده کوچولو که عاشق گل سرخ می‌شود در مسیر سفر قرار می‌گیرد، سفری که در جست و جوی دوست به زمین می‌رسد. 

 شازده کوچولو در سفرش با ساکنان هفت سیارک همنشین می‌شود و از آدم‌های هر سیاره حقیقت‌هایی درباره‌ی زندگی می‌آموزد. 

اگرچه عمر اگزوپری کم بود و از چهل و چهار تجاوز نکرد اما همین فرصت کوتاه باعث شد تا او آثار ارزشمندی مثل: «هوانورد»، «زمین انسان‌ها»، «نامه یک گروگان»و «پرواز شبانه» را از خود به جا بگذارد.

 اگزوپری، نه تنها خلبانی شجاع، وطن‌پرست و مبارزی ضدفاشیسم بود بلکه تجربه‌های زندگی‌اش به عنوان خلبان در رمان‌ها و داستان‌های لطیف و خیال‌انگیز  او منعکس شده است. 

دانلود کتاب شازده کوچولو pdf

جملات و دیالوگ زیبا شازده کوچولو، روباه و گل سرخ 

شازده کوچولو گفت:  ولی تو گریه خواهی کرد! 

روباه گفت: درست است. 

-پس حاصلی برای تو ندارد. 

-چرا دارد. رنگ گندم زارها… 

سپس گفت: 

– برو دوباره گل ها را ببین. این با خواهی فهمید که گل خودت در جهان یکتاست. بعد برای خداحافظی پیش من برگرد تا رازی به تو هدیه کنم. 

شازده کوچولو رفت و دوباره گل ها را دید. به آنها گفت: 

شما هیچ شباهتی به گل من ندارید، شما هنوز هیچ نیستید. کسی شما را اهلی نکرده است و شما هم کسی را اهلی نکرده اید.

روباه من هم مثل شما بود. روباهی بود شبیه صدهزار روباه دیگر. ولی من او را دوست خودم کردم و حالا او در جهان یکتاست. 

و گل ها سخت شرمنده شدند. 

شازده کوچولو باز گفت: 

شما زیبایید، ولی جز زیبایی هیچ ندارید. کسی برای شما نمی میرد. البته گل مرا هم رهگذر عادی شبیه شما می بیند. 

ولی او یک تنه از همه شما سر است، چون من فقط او را آب داده‌ام، چون فقط او را زیر حباب گذاشته‌ام، چون فقط برای او پناهگاه با تجیز ساخته‌ام، چون فقط برای خاطر او کرم‌هایش را کشتهام، چون فقط به گِله‌گزاری او با به خودستایی او یا گاهی هم به قهر و سکوت او گوش داده‌ام. چون او گل من است. 

درباره ی نویسنده ی کتاب شازده کوچولو: آنتوان دوسنت اگزوپری 

آنتوان دو سنت اگزوپری در بیست و نهمین روز ماه ژوئن سال 1900 در شهر لیون فرانسه به دنیا آمد.

او در خانواده‌ای اشرافی به دنیا آمد و تا پیش از جنگ جهانی دوم خلبان اشرافی و مسئول رساندن نامه به آفریقای جنوبی بود.

او در دوران تحصیل توانایی شاعری و نویسندگی خود را نشان داد اما هرگز به صورت جدی به دنبال این کار نرفت. 

او در دوران جوانی به خدمت ارتش در آمد و خلبان شد و به واسطه‌ی پروازهایش با مردمان زیادی آشنا شد و تجربه‌ی دیدن طبیعت‌های بکری را داشت. او  در چهل و چهار سالگی در یکی از ماموریت‌های نیروی هوایی فرانسه دچار سانحه‌ی هوایی شد و شصت سال بعد از مرگش بقایای هواپیمایش در ساحل مدیترانه پیدا شد.

از دیگر آثار او می توان به خلبان جنگ و زمین آدم ها ترجمه پرویز شهدی اشاره کرد. 

شاهزاده کوچولو، مسافر کوچولو یا همان شاهزاده کوچولو خوانده شده ترین و ترجمه شده ترین رمان فرانسوی زبان است و لقب بهترین کتاب قرن 20 را نیز ازآن خود کرده است. 

این کتاب یکی از  همان کتاب‌هایی است که همه‌ی مردم باید حداقل یکبار آن را بخوانند، البته یک بار مطالعه برای این کتاب بسیار کم است.

 ساختار لایه لایه‌ای این کتاب ایجاب می‌کند که هر خواننده این کتاب را چندین بار و در فواصل زمانی متفاوت بخواند زیرا با هر بار مطالعه درک تازه‌ای از این کتاب خواهد داشت. 

قسمتی از متن کتاب 

فردا شازده کوچولو باز آمد. 

روباه گفت: بهتر بود به وقت دیروز می‌آمدی. تو اگر هر روز ساعت چهار بعد از ظهر بیایی من از ساعت سه به بعد کم کم خوشحال خواهم شد و هرچه بیشتر وقت بگذرد احساس خوشحالی من بیشتر خواهد بود.

سر ساعت چهار نگران و هیجان زده خواهم شد و آن وقت به ارزش خوشبختی پی خواهم برد. ولی اگر در وقت نامعلومی بیایی، دل مشتاق من نمی‌داند کی خود را برای استقبال تو بیاراید… آخر در هر چیز باید آیینی باشد. 

شازده کوچولو پرسید : “آیین” چیست؟ 

روباه گفت: این هم چیزی است فراموش شده، چیزی است که باعث میشه روزی با روزهای دیگر و ساعتی با ساعت با ساعت‌های دیگر فرق پیدا کند. بدین گونه شازده کوچولو روباه را اهلی کرد و همینکه ساعت وداع نزدیک شد روباه گفت: آه… من خواهم گریست. 

شازده کوچولو گفت: گناه از خود توست. من که بدی به جان تو نمی خواستم. تو خودت خواستی که من تو را اهلی کنم 

روباه گفت:درست است. 

شازده کوچولو گفت: در این صورت باز گریه خواهی کرد؟ 

روباه گفت: البته. 

شازده کوچولو گفت: ولی گریه هیچ سودی به حال تو نخواهد داشت. 

روباه گفت: به سبب رنگ گندم زار گریه به حال من سودمند خواهد بود. 

 

 

کتاب های مرتبط

1- معرفی کتاب شازده کوچولو در یوتیوب

2- معرفی کتاب شازده کوچولو در آپارات

اطلاعات بیشتر

نویسنده

آنتوان دو سنت اگزوپری

مترجم

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “شازده کوچولو”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *