ننگ بشری

16.00

عنوان: ننگ بشری

نویسنده: فیلیپ راث

مترجم: زهرا طراوتی

ناشر: نیماژ

موضوع: داستان های آمریکایی

رده سنی: بزرگسال

تعداد صفحات: 480

تعداد:
مقایسه

توضیحات

معرفی کتاب ننگ بشری اثر فیلیپ راث

«ننگ بشری» شاهکار فیلیپ راث (-۱۹۳۳) از مهم‌ترین نویسندگان تاریخ ادبیات آمریکا و برنده جایزه پن/فالکنر ۲۰۰۱ ، جایزه دبلیو اچ اسمیت، جایزه نیویورک تایمز، جایزه من بوکر ۲۰۱۱ است. «ننگ بشری» رمان فوق‌العاده زیبایی است که سال ۲۰۰۳ فیلمی سینمایی‌ نیز بر اساس آن ساخته شد.

این کتاب در واقع نقد تلخی از نژادپرستی عمیق جامعه آمریکاست. فیلیپ راث نیز همیشه با این رمان‌های تلخش معروف است. او سال‌ها کاندیدای نوبل ادبیات است و همیشه جزو سه نفر اول این جایزه مطرح می شود. در یکی از نشریات امریکایی نیز این رمان بهترین رمان دهه نخست قرن بیستم شناخته شده است.

ننگ بشری

رمان مملو از خرده‌روایت‌های متنوعی از این زند‌گی‌ست که در پس‌زمینه‌اش می‌توان جنگِ ویتنام، ترورهای سیاسی، ظهورِ هیپیسم، شکوفایی اقتصادی و آشوب‌های یک نسلِ سودازده را مشاهده کرد.

راث که در اکثر رمان‌هایش میزانسن‌های تاریخی روایت‌های تاریخی را محور قرار می‌دهد و نگاهِ مرگ‌اندیش‌اش حاکم است در این رمان ظهور و سقوطِ یک نسلِ رویاپرداز را با محوریت شخصیتی مشهور به «سوئدی» به تصویر کشیده است. برخی معتقدند همین حالا هم اهدای جایزه‌ی نوبل به این نویسنده‌ که خودش را بازنشسته کرده خیلی دیر شده‌است.
بریده‌ای از داستان: پریموس در اوایل سی‌سالگی به سر می‌برد. پدر دو فرزند و همسر استاد فلسفه‌ی جوانی بود که مدرک دکترا داشت و کولمن خودش چهار سال پیش او را استخدام کرده بود.

در نیوانگلند و در شهری دانشگاهی مثل آتنا، که بیشتر حرفه‌ها و مشاغل برای ال. ال. بین مجهز شده‌اند، این مرد جوان شیک‌پوشِ خوش‌قیافه‌ی مومشکی قدبلند و باریک، با هیکل نرم و قبراق ورزش‌کاری‌اش، هر صبح با کت و شلوار صاف‌وصوف اتوکشیده‌ی خوش‌دوختش، کفش‌های مشکی براقش و پیراهن سفید آهارزده‌اش که با دقت و ظرافت نام اولش بر آن حک شده بود، در دفتر کارش پدیدار می‌شد.

نوع پوشش سفارشی و خوش‌دوختِ تروتمیزش، نه‌تنها نشانه‌ی اعتمادبه‌نفس و اهمیت و احترام شخصی بود، بلکه نشان می‌داد از هرگونه بی‌نظمی و شلختگی و ولنگاری بیزار است. و همه‌ی این‌ها به‌خوبی نشان می‌داد که نلسون پریموس تشنه‌ی چیزی بیش از دفتری کاری در طبقه‌ی بالای فروشگاه تالبوت در آن‌سوی فضای سبز است…

قسمت هایی از کتاب ننگ بشری

توی نیروی دریایی دوستی داشتم به اسم فاریئلو. تخصصش زنای زشت بودن. وقتی برای رقص به نورفولک می رفتیم، یک راست می رفت سراغ زشت ترین دختر. وقتی بهش می خندیدم، سر تکون می داد و می گفت نمی دونی داری چه موهبتی رو از دست می دی. می گفت خیلی از مردا احمقن که اینو نمی دونن.

نمی فهمن وقتی به زشت ترین زن نزدیک می شی، اون دقیقا خارق العاده ترین زن توی جمعه. چون هرگز انتخاب کسی نبوده. وقتی باقی دخترا می رقصیدند، اون یه گوشه می ایستاده و تماشا می کرده. کافیه بهش نزدیک بشی. اون وقت هر دو از هیجان، به لرزه می افتید.

پریموس در اوایل سی سالگی به سر می برد. پدر دو فرزند و همسر استاد فلسفه ی جوانی بود که مدرک دکترا داشت و کولمن خودش چهار سال پیش او را استخدام کرده بود.
در نیوانگلند و در شهری دانشگاهی مثل آتنا، که بیشتر حرفه ها و مشاغل برای ال. ال. بین مجهز شده اند، این مرد جوان شیک پوش خوش قیافه ی مومشکی قدبلند و باریک، با هیکل نرم و قبراق ورزش کاری اش، هر صبح با کت و شلوار صاف و صوف اتوکشیده ی خوش دوختش، کفش های مشکی براقش و پیراهن سفید آهارزده اش که با دقت و ظرافت نام اولش بر آن حک شده بود، در دفتر کارش پدیدار می شد.
نوع پوشش سفارشی و خوش دوخت تر و تمیزش، نه تنها نشانه ی اعتماد به نفس و اهمیت و احترام شخصی بود، بلکه نشان می داد از هر گونه بی نظمی و شلختگی و ولنگاری بیزار است. و همه ی این ها به خوبی نشان می داد که نلسون پریموس تشنه ی چیزی بیش از دفتری کاری در طبقه ی بالای فروشگاه تالبوت در آن سوی فضای سبز است.

کتاب های مرتبط

1- معرفی کتاب ننگ بشری در یوتیوب

2- معرفی کتاب ننگ بشری در آپارات

اطلاعات بیشتر

نویسنده

فیلیپ راث

مترجم

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

Show only reviews in فارسی (0)

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “ننگ بشری”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.