دزیره

20.00

عنوان: دزیره

نویسنده: ماری سلینکو

مترجم: مرضیه صادقی زاده

ناشر: آتیسا

موضوع: داستان های آلمانی

رده ی سنی: بزرگسال

جلد: سخت

تعداد صفحه: 816

 

تعداد:
مقایسه

توضیحات

دزیره رمانی بسیار جذاب و تاریخی اثر آن ماری سلینکو، برگرفته از وقایع و رویدادهای نیمه دوم قرن هجدهم و عصر ناپلئون است .قهرمان اصلی این رمان بزرگ برناردین اوژنی دزیره است. دزیره کلاری ملقب به دزیدریا، ملکه سوئد و نروژ دختر آقای فرانسیس کلاری تاجر ابریشم و اهل مارسی بود که در هشتم نوامبر سال 1777 میلادی در مارسی فرانسه چشم به جهان گشود. 

داستان از آنجا شروع می شود که برادر ناپلئون در زمانی که او تنها یک سرباز ساده بود با خواهر دزیره ازدواج می کند و از آن پس دزیره کلاری و ناپلئون به هم دل می بندند و پس از مدت ها نامزد هم می شوند، اما دو سال بعد ناپلئون نامزدی خود را با او به هم زد و در هشتم مارس 1796 با ژوزفین دوبوهارنه ازدواج کرد. هنگامی که دزیره از این موضوع اطلاع یافت به ناپلئون نوشت که«تو زندگی مرا به سوی بدبختی سوق دادی و من هنوز ناتوان از فراموش کردن توام.» 

اما دزیره چندی بعد با ژنرال ژان باتیست برنادوت ازدواج کرد. ژنرال برنادوت فردی بود مدیر، با تجربه و کار آزموده، او جنگ های پیروزمندانه و افتخار آمیزی انجام داد و به خاطر خوشنامی خود از طرف مجلس ملی سوئد به ولایت عهدی آن کشور برگزیده شد و سپس در سال 1810 رسما پادشاه آن کشور گردید. 

دزیره در سال 1829 تاج‌گذاری کرد و ملکه کشور سوئد گردید. او شوهرش را در سال 1844 از دست داد و بیوه شد و پسرش اوسکار جانشین پدر گردید. دزیره بعد از فوت شوهرش چندین بار سعی کرد که از مقام خود استعفا دهد تا به نزد خانواده خود که سال‌ها بود در ایالت لوئیزیانای آمریکا می زیستند برود.

اما ملت سوئد اجازه این کار را به او ندادند. سرانجام او یک سال پس از مرگ تنها فرزندش اسکار که بعد از پدرش به عنوان اسکار اول بر تخت نشسته بود، در سال 1860 در سن 83 سالگی، بعد از بازدید از اپرا در قصر استکهلم زندگی را بدرود گفت و پیکرش را در کنار مزار همسرش در کلیسای لوتران به خاک سپردند. 

داستان آن ماری سلینکو پس انتشار به سرعت بر سر زبان‌ها افتاد و یکی از پر طرفدارترین رمان‌های جهان گردید، چنانکه هنوز چندی از انتشار این کتاب نگذشته بود که به زودی به اغلب زبان‌های دنیا ترجمه شد و در سراسر جهان میلیون‌ها خواننده مشتاق پیدا کرد. 

کتاب دزیره عاشقانه ای تاریخی در زمان ناپلئون بناپارت! 

اگر کمی به تاریخ علاقه داشته باشید حتماً نام ناپلئون بناپارت به گوشتان آشناست. فرمانده بزرگ نظامی در فرانسه که سرنوشت اروپا را تغییر داد. اما چه کسی فکرش را می کند که این فرمانده کشورگشا و با قدرت داستان عاشقانه ای را پشت سر گذاشته است؟ آن‌ماری سلینکو نویسنده زیرکی است که این عاشقانه را به تصویر کشیده است. عاشقانه ای که از دل واقعیت روایت شده و پایان قابل پیش بینی ای ندارد. 

دانلود رمان دزیره - آن ماری سلینکو

 

درباره ی نویسنده کتاب دزیره آن‌ماری سلینکو  

آشنایی با نویسنده کتاب دزیره 

نویسنده کتاب دزیره، آن ماری سلینکو در وین و اوج جنگ جهانی اول دیده به جهان گشود. تحصیلات خود را در رشته تاریخ در دانشگاه وین به پایان رساند و سپس برای مجله ای فرانسوی به عنوان نویسنده و خبرنگار مشغول به کار شد. 

برای انجام ماموریت کاری عازم ژنو شد که در این شهر با ارلین کریستینسن دانشجوی اهل دانمارک آشنا می شود. پس از مدتی از این آشنایی مقدمات ازدواج آنها فراهم شد و آن ماری سلینکو برای زندگی به اتفاق همسر خود عازم دانمارک می شود. نخستین رمان او به اسم «من دختر زشتی بودم» در بیست سالگی به چاپ رسید و به دوازده زبان مختلف ترجمه گردید. 

دانمارک در جنگ جهانی دوم به تصرف آلمان درآمد. ماری و همسرش به جهت انجام فعالیت های آزادی خواهی، سیاسی و بیم تهدید از سوی هیتلر به وسیله یک قایق عازم کشور سوئد شدند. آن ماری در کشور سوئد به بررسی و تحقیق در رابطه با خاندان حکومتی این کشور مشغول شد که نتیجه این تحقیقات موجب آشنایی او با دزیره گردید. آن ماری پس از شنیدن خاطرات و سرگذشت دزیره، تصمیم به نوشتن وقایع زندگی او را گرفت و با جمع آوری و بررسی اطلاعات معتبر تاریخی، نوشتن خود را آغاز کرد که نتیجه این امر منجر به نگارش رمان دزیره گردید.

در عصر حاضر رمان های سلینکو از محبوبیت ویژه ای در بین مخاطبان برخوردار شده است و یکی از شاخصه اصلی محبوبیت آثار او، بیان ساده و صمیمی این رمان نویس می باشد. اگرچه رمان های سلینکو از عدد چهار بیشتر و فراتر نرفت، اما همین چند اثر هم برای معرفی و شناسایی او به نحو مؤثر عمل کرد. علاوه بر کتاب دزیره، فردا عروسی شوهرمه، همیشه فردا بهتر است و من دختر زشتی بودم، از دیگر آثار این نویسنده به شمار می رود.  

آن ماری سلینکو یکی از بهترین نویسنده های اتریشی به حساب می آید که در بازه زمانی 1930 تا 1950 و با نگارش 4 رمان به نام های «من دختر زشتی بودم، همیشه فردا بهتر است، فردا عروسی شوهرمه و دزیره» توانست نام خود را در تاریخ ادبیات جهان به عنوان یکی از بهترین نویسنده های قرن 19 ثبت کند. 

آن ماریو یک خبرنگار نویسنده بود و فعالیت های سیاسی و آزادی خواهانه زیادی را در کشورش و در سوئد ادامه می داد تا اینکه بر حسب اتفاق در سوئد با یکی از نوادگان دزیره هم صحبت شد و شنیدن داستان زندگی دزیره از زبان اقوام او برای آن ماریو سوژه ای ناب در نگارش یک کتاب عاشقانه-تاریخی به حساب آمد و همین انگیزه موجب شد امروزه کتاب دزیره را به عنوان یکی از 10 کتاب برتر ادبیات جهان بشناسیم. 

بهترین جملات کتاب دزیره از متن کتاب 

لحظه هایی از تاریخ هیچ گاه از عشق خالی نبوده است و آنگاه که عشق به تاریخ ورود پیدا می کند تاریخ رنگ و بوی تازه ای به خود می گیرد و شوری دیگر می انگیزد. 

و دزیره قصه عشق است. عشق دختری نوجوان به ژنرالی گمنام که با رخش روزگار و به لطف دست های ناپیدای تقدیر برجسته ترین و ماندگار ترین چهره تاریخ سده های اخیر جهان می شود و نامی آشنا می یابد. ناپلئون بناپارت! 

بناپارت نماد قدرت طلبی عهد شکنی و برتری جویی است و عشق این صفات را برنمی تابد و آنگاه که معشوق همه هستی خویش را در قمار عشق به تمنا نهاده است نا کام می ماند تا خود را به دست مرگ بسپارد و دست قدرتمند عشقی دیگر او را از میان اندوه و رنج می رهاند و به زندگی تازه ای فرا می خواند که سراسر مهر است و عشق و دلبستگی! دستانی که از آستین ژنرال دیگری برون آمده تا مهر بورزد و نوازش بخشد. ژنرال فرانسوی که به سوئد دعوت می شود و تاج پادشاهی بر سر می نهد. 

و آنگاه که دزیره در اوج شکوه در مقام ملکه سوئد در کنار همسر خویش است. آن ژنرال جوان دیروز در هم شکسته و خرد در جزیره آلپ روزهای تبعید را پشت سر می گذارد و اینگونه است که تاریخ پیمان شکنی عشق را روایت می کند. 

حقوق انسانی لغو شدنی نیست! هر چند که ممکن است پاره ای موقتاً آشکارا یا در نهان آن را زیر پا بگذارد و لگدمال نمایند. اما کسانی که چنین می کنند بی گمان مرتکب بزرگترین و خونبارترین جنایات شده اند و در هیچ کجا و هیچ زمانی هیچ کس حق طلب بخشایش برای یغماگران آزادی و برابری برادران خود را نخواهد داشت. 

لحظه ای با خود اندیشیدم که چه خانواده وحشتناکی هستند اما بی درنگ از این فکر خود شرمنده و خجل شدم چرا که گناه فقر و پرشماری افراد خانواده را نمی باید به گردن تک تک آنان انداخت و اینکه به سبب تنگدستی اتاق نشیمنی جز آشپزخانه نداشتند گناهی نابخشودنی به شمار نمی آمد. 

تاریخ بشر مجموعه ای از سرنوشت های افراد است، تنها مردانی که عهده دار امضای احکام و فرامین هستند و از بهترین و کارامدترین شیوه های کاربرد توپ ها آگاهند و می دانند چه وقت و چگونه آن ها را آتش کنند، سرنوشت جهان را نمی سازند، به گمان من دیگر مردمان نیز از شمار بنیادگران تاریخ بشریتند؛ 

تمامی مردان و زنانی که آماج گلوله قرار می گیرند و یا سرهاشان از پیکرهاشان جدا می گردد؛ تمام آنانی که امیدوارانه زندگی می کنند، عشق می روزند و سرانجام می میرند، سازندگان تاریخ بشری هستند. 

معرفی کتاب دزیره؛ عاشقانه ای در دل تاریخ فرانسه

درباه فیلم دزیره 

بسیاری از افرادی که به مطالعه علاقه دارند بر این باورند که دیدن فیلمی که کتاب آن را خوانده اند چندان جذاب نیست چرا که موجب می شود تمام همزاد پنداری مخاطب را با آن کتاب از بین ببرد اما فیلم دزیره از جمله فیلم های سینمایی به حساب می آید که با دیدن آن می توانید داستان کتاب و حس و حال تاریخی آن را بهتر درک کنید. 

داستان های آن ماری سلینکو توسط کارگردان های مختلف در سراسر دنیا به تصویر در آمده است. فیلم دزیره توسط هنری کاستر کارگردان آمریکائی ساخته شد. در این فیلم جذاب و هیجان انگیز مارلون براندو به ایفای نقش ناپلئون پرداخت و جین سیمونز نقش دزیره کلاری را بازی کرد. 

بخش هایی از کتاب 

من و ژولی هر دو برخاستیم. ژولی به ژوزف تبسم می‌کرد. نفهمیدم چه شد. دو دقیقه بعد ما چهار نفر بدون حضور مادر و برادرم در باغ بودیم و چون خیابان شنی باغ بسیار باریک است، ناچار بودیم دوبه‌دو حرکت کنیم. ژولی و ژوزف جلو رفتند.

من و ناپلئون دنبال آنها قدم می‌زدیم. به مغز خود فشار می‌آوردم که چیزی بگویم. بسیار میل داشتم که خاطرهٔ خوبی از خود در مغز او باقی بگذارم. چنین به‌نظر می‌رسید که او به چیزی توجه ندارد و در افکار خود غوطه‌ور است.

 آن‌قدر آهسته قدم برمی‌داشت که ژولی و برادرش رفته‌رفته از ما دور شدند. بالاخره فکر کردم او مخصوصاً آهسته حرکت می‌کرده تا ژولی و ژوزف از ما دور شوند. ناگهان ناپلئون سکوت را شکست و گفت: «تصور می‌کنید چه‌موقع برادر من و خواهر شما ازدواج خواهند کرد؟»

در اولین لحظه فکر کردم که متوجه گفتهٔ او نشده و منظور او را نفهمیده‌امبا تعجب به او نگاه کردم و حس می‌کردم که حالتی وحشت‌زده دارم. مجدد تکرار کرد: «خب چه‌موقع ازدواج می‌کنند؟ امیدوارم زودتر.»
با لکنت گفتم: «بله اما تازه هم‌اکنون باهم ملاقات کرده‌اند، به‌علاوه ما نمی‌دانیم»
فورا جواب داد: «این دو نفر برای هم آفریده شده‌اند، شما متوجه این موضوع هستید.» 

 

کتاب های مرتبط

1- معرفی کتاب دزیره در یوتیوب

2- معرفی کتاب دزیره در آپارت

اطلاعات بیشتر

مترجم

نویسنده

ماری سلینکو

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

Show only reviews in فارسی (0)

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “دزیره”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.