کاندید

13.00

عنوان: کاندید(ساده دل)

نویسنده: ولتر

مترجم: رضا مرادی اسپیلی

ناشر: نگاه

موضوع: داستان های فرانسه

رده سنی: بزرگسال

تعداد صفحات: 136

تعداد:
مقایسه

توضیحات

معرفی کتاب کاندید اثر ولتر

کاندید رمان کوتاهی است که ولتر در سی بخش آن را نوشته است. منتقدان معتقدند سه چیز منبع الهام ولتر در نوشتن رمان کاندید بوده است: اول، انتشار رساله‌ی «مونادولوژی» اثر فیلسوف بزرگ لایبنیتز که سال ۱۷۱۴ منتشر شد. دوم جنگ‌های هفت ساله که بین سال‌های‌ ۱۷۵۶ تا ۱۷۶۳رخ داد و تمام قدرت‌های آن زمان را درگیر خود کرد و در آخر زلزله‌ی وحشتناک و دلخراش «لیسبون» در سال ۱۷۵۵.

کتاب کاندید

عصر روشنگری در اروپا در میانه‌ی قرن هفدهم آغاز شد. در این دوران بقایای تفکر قرون وسطایی کم کم از بین رفت و فیلسوفان و روشنفکران شکل جدیدی از تفکر را پایه‌ریزی کردند. در این دوران بسیاری از ارزش‌ها نو شد و شیوه‌ی نگاه به زندگی در اروپا تغییر کرد. یکی از برجسته‌ترین فیلسوفان اثر روشنگری ولتر است که تفکرات و آثارش نقش پر رنگی در مبارزات مدنی فرانسه داشته است. رمان کاندید یکی از برجسته‌ترین آثار این نویسنده‌ی توامند است که بازتاب تفکر و فلسفه‌ی ولتر را می‌توان در آن دید.

درباره کتاب کاندید (ساده دل)

رمان کاندید ساده دل اولین بار در میانه‌ی قرن هجدهم سال ۱۷۵۹ منتشر شد. این رمان از آغاز با استقبال گسترده‌ای در فرانسه مواجه شد و خیلی زود به انگلیسی ترجمه شد. در اولین چاپ کتاب نام نویسنده روی جلد «دکتر رالف» نوشته شده بود و خبری از نام ولتر، فیلسوف کم‌نظیر عصر روشنگری نبود، در مقدمه‌ی «رضا مرادی اسپیلی» از ترجمه‌اش از این کتاب آمده است: «اگر نثر ولتر در سطر سطر کتاب خودنمایی نمی‌کرد، بی‌تردید امروز در زمزه‌ی آثار بی‌نام و نشان طبقه‌بندی می‌شد. ولتر در ایجاد جار و جنجال پیرامون مسائل و سپس پوشاندن آثار این جار و جنجال‌ها استاد بود؛ نه تنها کتاب را به نام دیگری چاپ کرد بلکه زمان و مکان چاپ اول کتاب هرگز معلوم نشد.»

شخصیت اصلی رمان کاندید پسری به همین نام است که به نوعی در سراسر داستان با تمام این وقایع درگیر می‌شود.

خلاصه داستان کاندید

 کاندید پسری جوان، زیبا و ساده‌دل‌ است که در قصرِ بارونِ توندر-تن- ترونخ بزرگ شده و  زندگی می‌کند. ولتر رمانش را با شرح خصوصیات این شخصیت آغاز می‌کند و سپس بارون و خانواده‌اش را به خواننده معرفی می‌‌کند. کاندید در قصر بارون زیر نظر استادی به نام پانگلوس که متخصص کیهان‌شناسی، ماوراالطبیعه و الهیات است تعلیم می‌بیند.  بارون دختری به نام کونه‌گوند دارد، کاندید و کونه‌گوند به یکدیگر علاقه مند می‌شود و همین سبب اخراج کاندید از قصر بارون می‌شود. کاندید بیرون از قصر بارون با فراز و نشیب‌های زیادی مواجه می‌شود و به نقاط مختلفی سفر می‌کند. ولتر در لابلای این روایت دیدگاه‌های فلسفی خود را به خواننده ارائه می‌کند.

کاندید(Candide) به چه  معناست؟

رضا مرادی اسپیلی در مقدمه‌ای که بر ترجمه‌اش از رمان کاندید نوشته است به طور کامل به ریشه‌ی این کلمه پرداخته و علت نامگذاری کتاب را توضیح می‌دهد:«کاندید از صفت فرانسوی به همین نام می‎‌آید که در انگلیسی نیز وجود دارد. هر دو از واژه‌ی لاتین کاندیدوس(candidus) گرفته شده‌اند که معنی اولش سفید است.» او ادامه می‌دهد:«همه‌ی این معنی‌های جنبیِ واژه، به قهرمان ولتر می‌خورند: او آلوده‌ی دنیا نمی‌شود، روحی پاکیزه دارد، کاملا راستگو و قابل اعتماد است و همیشه آماده است تا فلسفه‌ی پانگلوس را(بخوانید فلسفه‌ی لایب‌نیتز که ولتر در این کتاب پنبه‌ی ان را می‌زند) به محکی دیگر بزند. او چنان موجود معصوم سپیدی است که گویی هرگز بزرگ نمی‌شود.»

کاندید

درباره ولتر، فیلسوف آزادی خواه

21نوامبر 1694 پنجمین فرزند خانواده‌ی آروئه در پاریس متولد شد. کسی فکر نمی‌کرد این پسر کوچک روزی فیلسوف بزرگی خواهد شد و چندین قرن بعد همچنان افکار و آثارش طرفداران خود را خواهد داشت. فرانسوا ماری آروئه که با تخلصش ولتر(Voltaireشناخته می‌شود، دوران کودکی و نوجوانیش را در پاریس زندگی‌ گذراند. پدرش وکیل بود و خانواده‌اش از طبقات پایین جامعه‌ی فرانسه بودند. ولتر در مدرسه زبان‌های یونانی و لاتین را آموخت و بعدها به انگلیسی، اسپانیایی و ایتالیایی مسلط شد.

او بر خلاف خواست پدرش که ترجیح می‌داد پسرش حرفه‌ی او را ادامه دهد به نویسندگی روی آورد. از ولتر آثار زیادی بر جای مانده است. او در زندگیش بیش از 20000 نامه و 2000 کتاب و رساله نوشت. آثار ولتر در قالب شعر، داستان کوتاه، رمان، جُستار و پژوهش‌های تاریخی است. از میان آثار او می‌توان «کاندید»، «مرگ قیصر»، «دوشیزه اورلئان»، «آثار پیش داوری» و «اجزای فلسفه‌ی ایزاک نیوتن» را نام برد.

فرانسوا ولتر به «دادائیسم» معتقد بود. دئیست‌ها به وجود خداوند اعتقاد دارند، اما معتقدند او جهان را آفریده و سپس رها کرده است و کاری به آنچه در آن می‌گذرد ندارد. ولتر به خاطر انتقادهای تند و تیزش از مسیحیت به ویژه کلیسای کاتولیک همواره زیر تیغ سانسورهای سخت گیرانه حکومت بود. او از آزادی مذهب، آزادی بیان و جدایی کلیسا از حکومت دفاع می‌کرد. فرانسوا ولتر طرفدار سر سخت آزادی‌های مدنی بود و از قلمش برای انتقاد از کم تحملی کلیسا و حکومت، سخت گیری‌های مذهبی و عملکرد نهادهای مختلف در فرانسه استفاده می‌کرد.

فرانسوا ولتر همواره با حکومت و کلیسا در فرانسه درگیر بود. او اولین بار سال 1726 از فرانسه تبعید شد. هرچند سه سال بعد توانست به فرانسه بازگردد اما بازهم درگیری‌هایش با دولت و کلیسا تمام نشد و بار دیگر مجبور شد به انگلستان فرار کند.

فرانسوا ولتر سال 1778 بر اثر بیماری در گذشت. به دلیل اختلاف ولتر با کلیسا، پس از درگذشت او کلیسا برگزاری مراسم برای او را ممنوع اعلام کرد. البته پیش از آن دوستانش شبانه او را با مراسم مذهبی به خاک سپرده بودند. بعد ها در سال 1791 بقایای جسد ولتر در پاریش به شکل باشکوهی تشییع شد و در «پانتئون» به خاک سپرده شد.

رمان کاندید در سینما

بر اساس رمان کاندید آثار سینمایی مختلفی ساخته شده است. اولین اقتباس از رمان کاندید یک کمدی سیاه  به نام «دنیای سفید» است که سال ۱۹۷۵ در ایتالیا ساخته‌شد. کمدی سیاه «خوشبینی» نیز سال ۲۰۰۶ بر اساس این رمان در صربستان ساخته شد، خوشبینی از ۵ روایت غیر مربوط به هم تشکیل شده است. این فیلم در پنجاه و یکمین دوره‌ی «جشنواره‌ی بین المللی وایادولید» اسپانیا که به نام «سمینسی» شناخته می‌شود، برنده‌ی جایزه‌ی «خوشه‌ی طلایی» برای بهترین فیلم جشنواره شد. آخرین اقتباس از رمان کاندید تله‌نوایی برزیلی به نام «روی خوش زندگی» است که سال ۲۰۱۶ در ۱۹۰ قسمت ساخته شد. این تله‌نوا با استقبال بسیار خوبی از سوی مخاطبان مواجه شد.

کاندید؛ ترجمه و انتشار در ایران

ترجمه‌های مختلفی از رمان کاندید در بازار  کتاب ایران وجود دارد. قدیمی‌ترین ترجمه‌ی فارسی  این کتاب متعلق به «محمد قاضی»  پدر ترجمه‌ی فارسی است که سال 1335 منتشر شد . ترجمه‌ی بعدی کتاب ترجمه‌ی «جهانگیر افکاری» است که «بنگاه ترجمه و نشر کتاب» سال 1352 آن را منتشر کرد. در طی سال‌های گذشته، «محمد عالیخانی» برای انتشارات دستان و «هانیه فهیمی» برای نشر جوانه‌ی توس رمان کاندید را ترجمه کردند. آخرین مترجم کتاب کاندید در ایران «رضا مرادی اسپیلی» است.

در بخشی از کتاب کاندید می‌خوانیم:

رفتن به کاین آسان نبود، راه را کمابیش می‌شناختند ولی کوه‌ها، رودها، پرتگاه‌ها، دزدها و وحشی‌ها همه جا راه را بسته بودند. اسبان شان از خستگی مردند، غذای‌شان ته کشید، یک ماه تمام را با میوه‌های وحشی جنگلی سر کردند و سر انجام خود را کنار رودخانه‌یی یافتند که کناره‌اش پوشیده از درختان نارگیل بود و به آن‌ها امید و زندگی بخشید.

کاکامبو که مثل پیرزن انباشته از اندرزهای نیک بود، به کاندید گفت: بیشتر از این نمی‌توانیم جلو برویم، خودمان به خودمان آزار می‌رسانیم. یک کانو کنار ساحل افتاده است، بیایید آن را پر از نارگیل کنیم، سوارش شویم و با جریان آب حرکت کنیم؛ یک رودخانه همیشه به نقطه‌یی مسکونی یل همچین جایی منتهی می‌شود. اگر چیز دلخواهی به دست نیاوریم، دست کم چیز جدیدی می‌یابیم.

_ تا خدا چه بخواهد.

چندین فرسنگ را بین کرانه‌هایی، برخی پوشیده از گل، برخی شنزار، برخی استپ و برخی مسطح با قایق درآب راندند. رودخانه، پهن‌تر می‌شد و سر انجام در دل شکاف صخره‌های دلهره‌آوری که به آسمان قد بر افراشته بودند ناپدید شد. دو مسافر در همراهی با جریان آب در این شکاف جسارت به خرج دادند. رودخانه، بسیار تنگ شد و با سرعتی سرسام آور و غرشی وحشتناک آن‌ها را به جلو راند.

پس از بیست و چهار ساعت، بار دیگر روشنی روز را دیدند ولی کانوی شان به تیزی صخره‌ها گرفته و خرد شد. در یک فرسنگ آخر دیگر خود را روی صخره‌ها می‌کشیدند؛ سرانجام افقی پهناور روبه‌رویشان پدیدار گشت با کوه‌هایی که در دوردست آن را در بر گرفته بودند. همه سوی این سرزمین با زیبایی و شوق و لذت بر آن‌ها نمایان گردید. همه جا سودمندی و رضامندی در کنار هم وجود داشت. درشکه‌های خوش ساخت درخشان که زنان و مردانی با زیبایی خارق العاده درآن‌ها نشسته بودند جاده ها را آراسته بودند و گوسفندان سرخ بزرگی سریع‌تر از بهترین اسبان آندلوسی، تتوان و مکینز، آن‌ها را می‌کشیدند.

کاندید گفت: اینجا از وستفالیا بهتر است.

فهرست مطالب کتاب

یادداشت
بخش یک: چگونه کاندید در قصرى زیبا پرورش یافت و چگونه از آن جا بیرون رانده شد
بخش دو: در میانِ بلغارها چه بر سر کاندید آمد
بخش سه: چگونه کاندید از دست بلغارها گریخت و چه بر او گذشت
بخش چهار: چگونه کاندید آموزگار خانگى و فیلسوف قدیمى خود، دکتر پانگلوس را دید و چه پیش آمد
بخش پنج: کشتى شکستگى، زمین‌لرزه و آن‌چه بر سر دکتر پانگلوس، کاندید و ژک غیرتعمیدى آمد
بخش شش: چگونه براى جلوگیرى از زمین‌لرزه دادگاه عالى تفتیش عقاید برپا کردند، و چگونه کاندید شلاق خورد
بخش هفت: چگونه پیرزن از کاندید مراقبت کرد و چگونه کاندید او را که عاشق‌اش بود، بازیافت
بخش هشت: داستانِ کونه‌گوند
بخش نه: بر سر کونه‌گوند، کاندید، قاضىِ بزرگ و یهودى چه آمد
بخش ده: کاندید، کونه‌گوند و پیرزن در واماندگى عمیق به کادیز رسیدند، آن‌ها به سفر دریا رفتند
بخش یازده: داستان پیرزن
بخش دوازده: ادامه‌ى داستان پیرزن
بخش سیزده: چگونه کاندید مجبور شد کونه‌گوند دوست‌داشتنى و پیرزن را ترک کند
بخش چهارده: چگونه ژزوییت‌هاى پاراگوئه از کاندید و کاکامبو پذیرایى کردند
بخش پانزده: چگونه کاندید، برادر کونه‌گوند عزیزش را کشت
بخش شانزده: دو دختر، دو میمون و وحشى‌هایى به نام اوریون‌ها، بر سر دو مسافر چه آوردند
بخش هفده: ورود کاندید و پیشخدمت‌اش به کشور ال‌دورادو، و آن‌چه در آن جا دیدند
بخش هجده: در سرزمین ال‌دورادو چه دیدند
بخش نوزده: در سورینام چه اتفاقى براى آن‌ها افتاد، و چگونه کاندید با مارتین آشنا شد
بخش بیست: در دریا چه بر سر کاندید و مارتین آمد
بخش بیست و یک: کاندید و مارتین به ساحل فرانسه رسیدند، آن‌ها با یکدیگر بحث مى‌کردند
بخش بیست و دو: در فرانسه چه بر سر کاندید و مارتین آمد
بخش بیست و سه: کاندید و مارتین از سواحل انگلستان گذشتند؛ ایشان در آن جا چه دیدند
بخش بیست و چهار: درباره‌ى پاکِت و برادر ژیروفله
بخش بیست و پنج: دیدار با لرد پوکوکورانته، نجیب‌زاده‌ى ونیزى
بخش بیست و شش: درباره‌ى شامى که کاندید و مارتین با شش غریبه خوردند، آن‌ها که بودند؟
بخش بیست و هفت: سفر کاندید به کنستانتینوپل
بخش بیست و هشت: براى کاندید، کونه‌گوند، پانگلوس، مارتین و دیگران چه پیش آمد؟
بخش بیست و نه: چگونه کاندید دوباره کونه‌گوند و پیرزن را پیدا کرد
بخش سى: فرجام

کتاب های مرتبط

1- معرفی کتاب کاندید در یوتیوب

2- معرفی کتاب کاندید در آپارات

اطلاعات بیشتر

نویسنده

ولتر

مترجم

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

Show only reviews in فارسی (0)

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “کاندید”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.