عقاید یک دلقک

14.00

عنوان: عقاید یک دلقک

نویسنده: هاینریش بل

مترجم: زهرا صادقی

ناشر: نیک فرجام

موضوع: داستان های آلمانی- قرن 20 م

رده ی سنی:  بزرگسال

جلد: شومیز

تعداد صفحه: 272

تعداد:
مقایسه

توضیحات

کتاب عقاید یک دلقک تالیف هاینریش بل، روایت زندگی «هانس شنیر»، فردی از یک خانواده متمول با طرز فکری منحصر است. هانس خانه پدری را به خاطر تفاوت در نوع نگرش به زندگی و مذهب ترک گفته و به عنوان یک دلقک مشغول به کار است. 

شنیر که به نظر خود از بیماری افسردگی، سردرد، تنبلی و تک‌ همسری رنج می‌برد تنها قادر است در کنار یک نفر آرامش یابد و نه هیچ‌کس یا بهتر بگویم، هیچ زن دیگری. «ماری»؛ دختری است کاتولیک و بسیار مذهبی که علی‌رغم احساس گناه، شش سال با «هانس» زندگی می‌کند بدون این‌ که با او ازدواج نماید.

از نظر دلقک، ازدواج روی کاغذ امری است واهی و دین همچون سایر عقاید، مسأله‌ای شخصی بوده که اجازه دخالت و ورود به حریم افراد را ندارد. 

«هانس» اعتقادی غیر از اعتقاد حاکم را در پیش گرفته و این سبب می‌شود نه او جامعه را بپذیرد و نه جامعه او را. در واقع داستان کتاب از آن جا آغاز می‌شود که «ماری» تحملش تمام شده و دلقک را بدون هیچ توافق یا گفتگویی رها کرده و با شخص دیگری به صورت رسمی ازدواج می‌کند.

«هانس» هم که به نظرش معنا و مفهوم ازدواج، با هم‌ بودن و چیزی فراتر از ثبت در یک برگه بلکه یک نوع تعهد قلبی است، «ماری» را به خیانت و زنا متهم کرده، دچار افسردگی شده و به قولی ادبی «عقده دل می‌گشاید» و به نوعی با خواننده درد دل می‌نمایددر واقع در کتاب عقاید یک دلقک ریاکاری‌ها و تلخی‌های دنیا از پس صورتک یک دلقک مطرح شده و اگرچه در زمره داستان‌های عشقی طبقه‌بندی می‌شود، اما دارای مضامین انتقادی و اعتقادی بسیار عمیقی است. 

رمان عقاید یک دلقک، یک درام رئال و غم‌انگیز و برنده جایزه نوبل ادبیات ۱۹۷۲ و گئورگ بوخنر ۱۹۶۷ است. این رمان بعد از انتشار در سال ۱۹۶۳ به دلیل ماهیت انتقادی محتوایش و به خاطر نگاه منفی آن به کلیسای کاتولیک و دیدگاه آزاداندیش «هاینریش بُل»، نویسنده آلمانی‌اش، راجع به مذهب و مسائل اجتماعی، خشم محافظه‌کاران را در آلمان برانگیخت و باعث درگرفتن بحث و جدل در مطبوعات فراوان گشت. 

عقاید یک دلقک از رمان‌های تاثیرگذار قرن بیستم بوده که در میان آثار هانریش بل (Heinrich Boll) به دلیل مضمون عاشقانه، نام جذاب و فضای نوستالژیک و عاطفی‌اش، شهرت بیشتری پیدا کرده است.

او که اعتقاد زیادی به کوتاه‌نویسی داشت و به باور اکثر نویسندگان آلمانی‌ زبان، برجسته‌ترین نویسنده آلمان در قرن بیستم بوده است. تضاد دوران جنگ و پس از جنگ در آلمان، موضوع فاشیسم و حمایت کلیسا از طبقه مرفه، جزء مضامین اصلی بل استصدراعظم آلمان در بزرگداشتی که در سالگرد درگذشت وی برگزار شده بود، یادداشتی نوشت با این مضمون: 

زنده باد یاد همواره یاری‌گر محرومان… او فردی مبارزه‌جو و نا آرام بود که برای دولت دردسر درست می‌کرد؛ ولی همواره قابل‌ احترام بود و جایش برای همیشه در جامعه ما خالی خواهد بود. 

طبق آخرین نظرسنجی‌ها در آلمان بین کتابخوان‌ها و منتقدان، آثار «هاینریش بل» هنوز هم پرمخاطب بوده و فروش‌شان به ۳۵ میلیون نسخه در دنیا رسیده و به ۴۵ زبان نیز ترجمه شده است. در ایران نیز به دلیل اهمیت‌ دادن او به انسان و محتوای انتقادی آثارش، از سویی و پرداختن به موضوع جنگ و پیامدهای آن از سوی دیگر، آثارش محبوبیت خاصی پیدا کرده، تا جایی که فیلم سنتوری ساخته «داریوش مهرجویی» برداشت آزادی از این رمان است. 

کتاب صوتی عقاید یک دلقک اثر هاینریش بل

در بخشی از کتاب عقاید یک دلقک می‌خوانیم: 

دلقکی که الکل را درمان دردش قرار دهد، سقوطش از بالای شیروانی به مراتب خیلی سریع‌تر از یک شیروانی‌ساز مست اتفاق می‌افتد. وقتی با حالت مستی وارد صحنه می‌شوم، در هنگام اجرای نمایش خطاهای زیادی مرتکب می‌شوم، چون دیگر آن دقتی را که لازم است داشته باشم را ندارم و همین سبب می‌شود که دچار دامی پردردسر شوم. یعنی به رفتاری که روی صحنه به نمایش در می‌آورم می‌خندم، که این خود بسیار نگران کننده و ترسناک است.

ولی تا موقعی که هوشیار هستم، هول و استرس قبل از روی صحنه رفتن تا زمان اجرای نمایش زیاد می‌شود (اکثراً باید با زور و هل روی صحنه بروم) و آن‌ چیزی که برخی منتقدان نامش را «شادی حیاتی پنهانی در تپش قلب» نهاده‌اند برای من چیزی جزء یک سرمای مأیوس کننده نبود که به سبب آن تبدیل به یک عروسک خیمه‌ شب‌بازی می‌شدم و ترسناک‌تر از آن زمانی بود که نخ این عروسک پاره می‌شد و من باید فقط به خودم متکی می‌شدم. 

احساس می‌کنم کسانی همچون راهبان که در هنگام مراقبه به عنوان یک تارک دنیا عمیق می‌شوند هم به چنین حالتی رسیده‌اند و به عنوان یک تجربه آن را پشت سر گذاشته‌اند. 

ماری همیشه با ادبیات صوفی آشنایی داشت و من خوب به یاد دارم که کلمه‌هایی مثل «تهی» و «هیچ» را بسیار تکرار می‌کرد. 

از سه هفته قبل بیشتر موقع‌ها هوشیار نبودم و با نوعی اعتمادبه‌نفس دروغین و ساختگی روی صحنه حاضر می‌شدم. نتیجه این کارم خیلی زودتر از یک دانش‌آموز تنبل و سهل‌انگار خیالباف که منتظر کارنامه‌اش است، برایم آشکار شد. شش ماه مدت زیادی برای خیالبافی است. 

الآن سه هفته می‌شود که دیگر گل و گلدانی در اتاقم وجود ندارد. در اواسط ماه دوم در اتاق بدون حمام سر می‌کردم و در شروع ماه سوم به‌جای کنیاک برایم مشروبات ارزان‌قیمت سفارش می‌دادند. نمایشی در کار نبود و در عوض پشت درهای بسته بر علیه من تشکیل جلسه می‌دادند. صحنه‌های عجیب و غریبی که نور بسیار کمی هم داشت را برای اجرای برنامه‌هایم انتخاب می‌کردند. 

عقاید یک دلقک نوشته هانریش بل را باید یکی از ماندگارترین آثار داستانی در تاریخ ادبیات آلمان دانست . هانریش در کتاب پیش‌رو شرایط اجتماعی آلمان تحت سلطه‌ی هیتلر و پس از دوران جنگ را به تصویر می‌کشد و به انتقاد از ریاکاری به ویژه توسط نهادهای مسیحی همسو با هیتلر، می‌پردازد.

این نویسنده آلمانی دروغ و تلخی‌های دنیا را از پس صورتک یک دلقک مطرح می‌کند. شخصیت اول داستان هانریش بل، هانس شنیر نام دارد. هانس به یک خانواده متمول تعلق دارد اما به دلیل تفاوت در نوع نگرش به زندگی و مذهب، خانواده را ترک کرده و به‌عنوان دلقک سیرک فعالیت می‌کند. ماری شریک زندگی هانس است که شش سال بدون ازدواج و همراه احساس گناه با هانس زندگی کرده است.

اما ماری دلقک را برای همیشه ترک می‌کند تا با فردی کاتولیک ازدواج کند و خود را از احساس گناه نجات دهد. این اتفاق ضربه‌ی شدیدی به دلقک می‌زند؛ افسردگی، مالیخولیا و سردرد‌های همیشگی او تشدید می‌شود و داستان با واگویی‌های دلقک مستأصل ادامه پیدا می‌کند. 

باید خاطرنشان ساخت پس از انتشار این رمان در سال ۱۹۶۳، خشم محافظه‌کاران در آلمان به دلیل نگاه منفی نویسنده به کلیسای کاتولیک، برانگیخته شد. با این وجود کتاب مورد بحث را باید در رده رمان‌های تاثیرگذار قرن بیستم، دانست. 

درباره هانریش بل 

هاینریش بل در تاریخ ۲۱ دسامبر سال ۱۹۱۷ در شهر کلن آلمان به دنیا آمد. در بیست سالگی پس از اخذ دیپلم در یک کتابفروشی مشغول به کار شد اما سال بعد از آن، هم‌زمان با آغاز جنگ جهانی دوم به خدمت سربازی فراخوانده شد و تا سال ۱۹۴۵ را در جبهه‌های جنگ به سربرد.

او ابتدا با نازی‌ها همراه بود؛ اما در گذر زمان دیدگاهش تغییر یافت و به عمق فاجعه جنگ و جنایت رژیم نازی پی برد. هاینریش در طول جنگ چند بار زخمی شد، از پادگان فرار کرد و با جعل برگه‌های عبور خود را به غرب رساند و در آنجا به دست آمریکایی‌ها دستگیر شد. 

او اولین داستان‌های خود را در سال ۱۹۴۷ به چاپ رساند، انتشار داستان قطار به موقع رسید، در سال ۱۹۴۹، شهرت را برای او به همراه آورد. هانریش بل در سال ۱۹۷۲ توانست به عنوان دومین آلمانی، جایزه ادبی نوبل را از آن خود کند. قهرمانان داستان‌های او اغلب درماندگان و شکست‌خوردگان هستند، اما بُل آنها را شکست‌خورده نمی‌داند؛ در واقع این نویسنده کسی است که تا آخر به اصول اخلاقی پایبند می‌ماند. 

هانریش در ژوئیه سال ۱۹۸۵ از دنیا رفت و جسد او در نزدیکی زادگاهش به خاک سپرده شد. 

جملاتی از کتاب عقاید یک دلقک 

دلقکی که الکل را درمان دردش قرار دهد، سقوطش از بالای شیروانی به مراتب خیلی سریع‌تر از یک شیروانی‌ساز مست اتفاق می‌افتد. وقتی با حالت مستی وارد صحنه می‌شوم، در هنگام اجرای نمایش خطاهای زیادی مرتکب می‌شوم، چون دیگر آن دقتی را که لازم است داشته باشم را ندارم و همین سبب می‌شود که دچار دامی پردردسر شوم. یعنی به رفتاری که روی صحنه به نمایش در می‌آورم می‌خندم، که این خود بسیار نگران کننده و ترسناک است.

ولی تا موقعی که هوشیار هستم، هول و استرس قبل از روی صحنه رفتن تا زمان اجرای نمایش زیاد می‌شود (اکثراً باید با زور و هل روی صحنه بروم) و آن‌ چیزی که برخی منتقدان نامش را «شادی حیاتی پنهانی در تپش قلب» نهاده‌اند برای من چیزی جزء یک سرمای مأیوس کننده نبود که به سبب آن تبدیل به یک عروسک خیمه‌ شب‌بازی می‌شدم و ترسناک‌تر از آن زمانی بود که نخ این عروسک پاره می‌شد و من باید فقط به خودم متکی می‌شدم. 

احساس می‌کنم کسانی همچون راهبان که در هنگام مراقبه به عنوان یک تارک دنیا عمیق می‌شوند هم به چنین حالتی رسیده‌اند و به عنوان یک تجربه آن را پشت سر گذاشته‌اند. 

مشخصات، قیمت و خرید کتاب عقاید یک دلقک اثر هاینریش

هانریش بل، خالق عقاید یک دلقک 

هانریش بل؛ نام نویسنده ای است که لحظات تلخ و ناامید کننده این دلقک تنها را به تصویر کشیده است. این نویسنده آلمانی در بیشتر آثارش لحظات و حاشیه های جنگ جهانی دوم را به روایت می کشد و دلیلش این است که او دوران سربازی خود را در جنگ جهانی دوم به سر برده است. 

داستان عقاید یک دلقک هم از این قاعده بل مستثنی نیست؛ چرا که اگر کمی ریز بینانه تر به داستان نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که نویسنده با زیرکی تمام درباره جامعه ای تحت تاثیر یافته از هیتلر پس از جنگ جهانی نوشته است؛ هر چند هدف اصلی بل از نگارش این رمان نقد جامعه کاتولیک هاست! بر این اساس؛ نویسنده در تمام قمست های کتاب سعی بر آن داشته بر قوانین و رسم های غیر قابل درک کاتولیک ها نقدی تند داشته باشد. 

عقاید یک دلقک یکی از مهم ترین و پر مخاطب ترین کتاب های بل به حساب می آید؛ چرا که این کتاب پر سرو صدا در تمام دنیا به دل دلقک نماهایی که عقایدی سازگار با جامعه خود ندارند چسبیده است. 

تحلیل عقاید یک دلقک 

هانریش بل نویسنده ای است که در بیشتر آثارش شخصیت های زخم خورده و بیچاره را روایت می کند و تنها دلیلش این است که او در زندگی اش از انسان های ساده و توانمند بسیار خوشش می آید و همیشه قهرمان داستان هایش نمودی از انسان های سختی کشیده دارد. 

بیشتر مخاطبان و طرفداران عقاید یک دلقک، بر این باورند که با خواندن این کتاب با داستان حیرت انگیز و جدیدی رو به رو نشده اند؛ چرا که داستان تنها با قلم و هنر نویسندگی هانریش بل جذاب شده است. نویسنده ساده ترین تصاویر را به بهترین و جذاب ترین حالت به تصویر کشیده است. بدین ترتیب می توان راز موفقیت بل را در تصویر سازی جذاب و بی نظیر او دانست. 

نکته دیگری که در مورد این اثر هانریش بل مورد بحث قرار گرفته این است که، نویسنده بیشتر با توصیف حواشی، داستان را طولانی کرده و این موضوع خارج از حوصله بسیاری از مخاطبان است. شاید اگر این حاشیه ها کمتر بود می توانست داستان را برای مخاطب جذاب تر کند. 

نوشته ی پشت جلد کتاب 

تو تمام تلاشت را کردی تا به وقاحت چپ گرایانه «فرد پول» خودت را تسلی بدهی و چه عبث بود. تو تمام تلاشت را کردی تا از فلسفه مبتذل راست گرایانه بلوترت خشمگین شوی! اما باز هم بیهوده بود .یک کلمه دوست داشتنی وجود دارد، هیچ؛ به هیچ فکر کن. نه به صدر اعظم نه کاتولیک ها. به دلقکی فکر کن که در حمام اشک می ریزد و قطرات قهوه روی دمپایی اش می چکد.” 

قسمتی از متن کتاب عقاید یک دلقک 

داستان از آنجا شروع می شود که فردی به نام «هانس شینر» که به عنوان یک دلقک معروف و محبوب در شهر بوخوم آلمان کار می کند، سر صحنه آخرین اجرایش که برای یک خیریه برگزار می شد دچار سانحه می شود و زانویش آسیب می بیند. این سانحه باعث می شود نمایش به هم بریزد و در آخر کارگردان نمایش نه تنها دستمزدی به هانس نمی دهد بلکه با انتشار مطلبی درباره دلقکی که با دست و پا چلفتگی اش نمایش را به هم زد به اعتبار هنری هانس ضربه می زند و باعث می شود این دلقک پر کار، بیکار شود و کارهای آینده اش هم کنسل شود. 

در قسمت دیگری از داستان زندگی شخصی هانس با همسر مورد علاقه اش، ماری روایت می شود. ماری به دلایل مذهبی و اختلافات فرقه ای بین کاتولیک ها هانس را ترک می کند و با مردی کاتولیک وارد رابطه عاشقانه می شود و همین موضوع زندگی هانس را افسرده تر از قبل می کند و شرایط مالیخولیایی برای او رقم می زند. 

هانس پس از رفتن ماری شدیدا به الکل معتاد می شود و شرایط نکبت باری در زندگی پیدا می کند. در قسمتی از داستان هانس پس از خوردن الکل می گویدبودن دو چیز در زندگیم آرامش بخش است یکی ماری و دیگری الکل. اثر الکل موقتی است اما ماری می توانست برای همیشه آرام بخش من باشد که دیگر نیست! 

هانس پس از رفتن ماری و بیکار شدنش روزهای بسیار سختی را می گذارند. چرا که حتی یک سکه هم برایش باقی نمانده! هانس برای کمک گرفتن به تمام دوستان و آَشنایانی که دارد تماس می گیرد اما هیچ کس راضی نمی شود به او کمک کند و حتی پولی به او قرض بدهد. 

هانس ار سر بیچارگی لوازمش را جمع می کند تا به شهر خودش یعنی بن برگردد و در اصل روایت داستان تمام این چند ساعت تا عزیمت به بن را نشان می دهد.  در آخر دلقک بیچاره با گیتار و یک بالشتک خودش را به ایستگاه قطار می رساند و صورتش را با پودر و روغنی کهنه گریم می کند. دلقک دستش را جیبش می کند و با دو سیگاری که برایش باقی مانده مواجه می شود.

یک سیگار را دود می کند و سیگار دوم را در کلاهش روی زمین قرار می دهد تا مردم بفهمند او علاوه بر پول به سیگار هم نیاز دارد. 

داستان با آواز و نوازندگی هانس رو به اتمام است تا اینکه یک رهگذر سکه ای در کلاه هانس می اندازد و دلقک با عقاید ضدکاتولیکی اش هنوز به آواز و نوازندگی ادامه می دهد. مخاطب در طول داستان، خاطراتی پراکنده از زندگی این دلقک بیچاره را می خواند تا متوجه شود او چطور به این وضع رسیده است. 

جملات برگزیده عقاید یک دلقک، بهترین دیالوگ های کتاب 

مخاطب در طول داستان با جملات جذابی مواجه می شود که دوست دارد آن را گوشه دفترش بنویسد و آن را بارها و بارها بخواند. این جملات شیره داستان را به مخاطب می خوراند. 

– تنها یک درمان موقتی وجود دارد و آن الکل است. و یک درمان قطعی و همیشگی می تواند وجود داشته باشد و آن ماری استماری مرا ترک کرده است و دیگر برنمی گردد. حالا هم دلقکی که به می خوارگی بیفتد زودتر از یک شیروانی ساز مست سقوط می کند. 

– یک هنرمند مثل زنی است که کاری جز عشق ورزیدن نمی داند و گول هر نره خر کوچه گرد را می خورد! زن ها و هنرمندان بیشتر از هر موجود دیگری به آسیب می بینند! 

– وقتی می خواهم به تنهایی برای خودم چیزی در آشپزخانه بپزم. احساس از دست رفتگی می کنم. دستهایم از فرط تنهایی سست می شود و احتیاج به باز کردن در قوطی کنسرو و یا شکستن تخم مرغ در تابه مرا به مالیخولیای عمیقی می کشد. من نمی توانم عزب باشم. 

– یک زن قادر است خیلی چیزها را با دستهایش بیان کند یا اینکه با آن ها تظاهر به انجام کاری کند. در حالی که وقتی به دست های یک مرد فکر میکنم. همچون کنده ی درخت بی حرکت و خشک به نظرم می رسند. دست های مردان فقط به درد دست دادن، کتک زدن و یا  تیراندازی و چکاندن ماشه ی تفنگ و امضاء کردن میخورند.

اما به دستان زنان در مقایسه با دست های مردان باید به گونه ای دیگر نگاه کرد؛ چه موقعی که کره روی نان می مالند و چه موفعی که موها را از پیشانی کنار میزنند. 

– او سعی داشت بگوید، زندگی در جریان است اما من می دانستم که دیگر این زندگی نیست که در جریان است بلکه این مرگ است که ادامه دارد. 

– هدف اصلی کمدی این است که در قالب وجه انتزاعی، چیزی را به مردم عرضه کند که از دل زندگی حقیقی خود آن ها آمده است. 

– یک هنرمند شبیه کسی است که تنها عشق ورزیدن بلد است و این عشقش را نثار هر کس و ناکسی می کند. 

– تصمیم گرفته ام دیگر با هیچ کس درباره پول و هنر صحبت نکنم. هنگامی که این دو مقوله با هم برخورد می کنند یکی از آن ها دچار مشکل می شوند. همیشه هنر آن چیزی که شایسته آن است را دریافت نمی کند. یا بیشتر از آن نصیبش می شود. 

 

کتاب های مرتبط

1- معرفی کتاب عقاید یک دلقک در یوتیوب

2- معرفی کتاب عقاید یک دلقک در آپارات

اطلاعات بیشتر

مترجم

نویسنده

هاینریش بل

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “عقاید یک دلقک”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *