دختری با کت آبی

15.00

عنوان: دختری با کت آبی

نویسنده: مونیکا هسی

مترجم: حمید هاشمی

ناشر: میلکان

موضوع: داستان های نوجوانان انگلیسی

رده سنی: نوجوان

تعداد صفحات: 256

تعداد:
مقایسه

توضیحات

دختری با کت آبی» اثر مونیکا هسی است. داستانی از جنگ، عشق و امید که برنده جایزه ادگار ۲۰۱۷ شده‌است.

معرفی کتاب دختری با کت آبی

«اون روز وقتی داشتم می‌رفتم خونه متوجه شدم جواب «دوست دارمِ» باس رو ندادم. اون‌موقع هنوز می‌شد تا خونه پیاده بری و نترسی سربازا جلوت رو بگیرن؛ که حکومت‌نظامی شده باشه یا دستگیر شی. این اولین‌باری بود که به من گفت دوست دارم و من یادم رفت بگم منم دوست دارم. باید می‌گفتم. اگه می‌دونستم چه اتفاقایی قرار بیفته و عشق و جنگ یعنی چی، حتماً می‌گفتم. تقصیرِ من بود».
بخش کوتاهی از کتاب «دختری با کت آبی» اثر مونیکا هسی را خواندید. داستانی از جنگ، عشق و امید که برنده جایزه ادگار ۲۰۱۷ شده‌است. داستان در آمستردام و در سال ۱۹۴۳ می‌گذرد. هانکه، روزهایش را با تهیه و تحویل کالاهای بازار سیاه به مشتری‌هایش می‌گذراند و شب‌ها نیز مجبور است ماهیت اصلی کارش را از پدر و مادر نگرانش مخفی سازد. نامزد هانکه با یورش آلمانی‌ها در جنگ کشته شده و او هر لحظه را با غم و سوگ نامزدش سپری می‌کند.

هانکه دوست دارد که کار غیرقانونی‌اش را نوعی شورش و سرکشی کوچک قلمداد کند. در روزی عادی، یکی از مشتریان هانکه، خانم جانسن، از او درخواست کمک می‌کند. زمانی که هانکه درخواست خانم جانسن را می‌شنود، بسیار شوکه و شگفت‌زده می‌شود.

خانم جانسن می‌خواهد نوجوانی یهودی را پیدا کند که در خانه‌اش مخفی شده‌بود ولی اکنون بدون هیچ رد و نشانی ناپدید شده‌است. هانکه در ابتدا تمایلی به درگیر شدن در چنین ماجرای خطرناکی ندارد، اما او درنهایت، وارد گستره ای وسیع از اسرار و ماجرجویی‌ها می‌شود که او را به قلب مقاومت علیه نازی‌ها می‌کشاند، چشمانش را روی بی‌رحمی و ستم‌های جنگ باز کرده و او را وادار می سازد که هر طور شده کاری بکند. مونیکا هسی، نویسنده‌ی آمریکایی، آثار فوق العاده موفقی در کارنامه‌ی هنری خود دارد. او برای روزنامه‌ی واشنگتن‌پست، مطلب می‌نویسد و مانند داستان‌نویسی، در این حرفه هم موفقیت‌های ارزشمندی کسب کرده‌است.

دختری با کت آبی

قسمتی از کتاب:

غم و غصه‌ی من این‌طوریه. مثل یه اتاق خیلی به‌هم‎ریخته که برقش رفته. تاریکی‌ش به‌خاطر ماتمیه که برای باس گرفتم. اولین چیز بدی که تو این خونه‌س همینه. به‌محض این‌که وارد خونه می‎شی، اولین چیزی‎که می‎بینی همینه که رو همه‌چی سایه می‎ندازه، ولی اگه بشه چراغو روشن کنی می‎بینی خیلی چیزها تو اتاق هست که درست نیست یا سرجاش نیست.

ظرف‎ها کثیفه، روشویی پُرِ کپکه، فرش‎ها کجه. فرش کج‎ام الزبته. اتاق به‌هم‎ریخته‌م الزبته. اگه این‌‌قدر احساساتم تو تاریکی نپیچیده بود، غصه‌ی الزبت رو هم حس می‎کردم. چون الزبت نمُرده، الزبت بیست دقیقه اون‌طرف‌تر با یه سرباز آلمانی زندگی می‎کنه. می‎گه دوسش داره، شاید هم واقعاً داره. یه بار دیدمش، اسمش رولفه.

خوش‌تیپ و قدبلند بود و لبخند دوستانه‌ای داشت. حرف‌های درستی هم می‎زد و می‎گفت برای یکی از مقامات بالای اداره‌ی گشت کار می‎کنه و من اگه چیزی می‎خوام می‎تونم بهش بگم، چون دوستای الزبت دوستای اونم هستن. باهاش دست دادم و همون لحظه می‎خواستم بالا بیارم.

کتاب های مرتبط

1- معرفی کتاب دختری با کت آبی در یوتیوب

2- معرفی کتاب دختری با کت آبی در آپارات

اطلاعات بیشتر

نویسنده

مونیکا هسی

مترجم

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

Show only reviews in فارسی (0)

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “دختری با کت آبی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.