نجیب زاده ای در مسکو

19.00

عنوان: نجیب زاده ای در مسکو

نویسنده: ایمور تولس

مترجم: نوشین حیدری ثانی

ناشر: آزرمیدخت

موضوع: داستان های آمریکایی

رده سنی: بزرگسال

تعداد صفحات: 632

 

تعداد:
مقایسه

توضیحات

معرفی کتاب نجیب‌زاده‌ای در مسکو اثر آمور تولز

کتاب نجیب‌زاده‌ای در مسکو نوشتۀ آمور تولز، از پرفروش‌ترین‌های نیویورک تایمز و نامزد بهترین رمان تاریخی سال 2016 به انتخاب گودریدز است.

 کتاب نجیب‌زاده‌ای در مسکو

 

با وقوع انقلاب روسیه، نظام سیاسی و طبقاتی آن دستخوش تحول می‌شود… الکساندرا ایلیچ رستوف، اشراف‌زاده‌ای که در نظام سیاسی جدید جایگاهی ندارد، به حبس ابد در هتل متروپل مسکو محکوم می‌شود و تحت نظر قرار می‌گیرد، اما او خود را به چهار دیواری متروپل محدود نمی‌کند و تلاش می‌کند با واقع‌بینی و عمل‌گرایی، محدوده دیوارهای هتل را فراتر از واقعیت ببرد…

در بخشی از کتاب نجیب‌زاده‌ای در مسکو (a gentleman in moscow) می‌خوانیم:

کنت، دقیقاً مطمئن نبود که قبلاً چنین چیزی را شنیده بود یا نه. طنین آن ظریف و فاقد جسارت بود اما نشانی قطعی از اخراج داشت (احتمالاً به این دلیل که آدم را به اندیشه فرو بَرد).

حتی کسی که معمولاً به‌ خاطر رفتار تند و بی‌ادبانه روی در‌هم می‌کشد هم تحت شرایطی ممکن است به غیرمنصفانه‌ بودن تنبیهی اقرار کند، مثل وقتی‌ که خود را در راهرویی خالی می‌بیند و کفش‌هایش در دست و دکمه‌های پیراهنش باز است (و درست در همان‌ موقع زنی که او همین الان تَرکش کرده است در خواب ناز و سنگین به‌ سر ببرد.) چون اگر مردی تا‌ این‌ اندازه خوش‌ اقبال باشد که زیبایی بی‌قرار و بی‌پروا او را از میان جماعتی انبوه گلچین کند نباید انتظار داشته باشد که بدون تشریفات او را در پایان کار بفرستد ردِ کارش؟

خب، شاید این‌طور باشد؛ اما کنت که در راهروی خالی در مقابل کاسۀ نیم‌خوردۀ بُرشت ایستاده بود بیش‌ از‌ اینکه احساس اندیشمند‌ بودن داشته باشد احساس می‌کرد که یک روح است.

کنت وقتی در سکوت در سالن می‌رفت با خود فکر کرد که، بله، یک روح. مانند پدر هملت که بعد‌از ساعت نگهبانی شبانه در اطراف برج‌ و‌ باروهای السینور پرسه می‌زد… یا مانند آکاکی آکاکیویچ، روحی که گوگول رهایش کرده بود تا در تاریکی صبح به جست‌وجوی شنل دزدیده‌ شده‌اش پل کالینکین را تسخیر کند…

فهرست مطالب کتاب

مقدمۀ مترجم
دفتر اول
1922: سفیر
مردی انگلیسی در کنار ساحل
قَرار
آشنایی
بگذریم…
دور‌و‌بَر
مجمع
باستان‌شناسی
رجعت
دفتر دوم
1923: خانم بازیگر، روح، زنبور
پیوست
1924: بی‌نام‌ونشان
1926: بدرود
دفتر سوم
1930
هنر آراخنه
قرار بعد‌از‌ظهر
پیمان
افسنتین
پیوست
1938: تازه‌وارد
سازگاری
بالا‌رفتن، پایین‌آمدن
پیوست
1946
مسخره‌بازی، آنتی‌تز و حادثه
پیوست
دفتر چهارم
1950: آهسته، معمولی، تند
1952: آمریکا
1953: رسولان و از‌دین‌برگشتگان
دفتر پنجم
1954: تشویق و تحسین
مبارزات آشیل
اَررِه‌وِدِرچی
بزرگسالی
خبر
حکایات
پیوند دوباره
دشمنان سلاح‌در‌دست (و چشم‌پوشی)
تعالی
پایان سخن
سخنان پایانی…
و ناشناس

 

نجیب زاده ای در مسکو

جملاتی از متن کتاب

  • 1- آدم ها، در ذات خود، آنقدر دمدمی مزاج، پیچیده و به شکل دلنشینی متناقض هستند که نه تنها شایستگی توجه ما، بلکه شایستگی توجه چندین و چندباره ی ما را دارند-و همینطور لیاقت این که تا وقتی در همه ی زمان ها و همه ی شرایط در کنارشان نبوده ایم، درباره شان نظر ندهیم.

  • 2- چیزی که در زندگی اهمیت دارد، این نیست که مورد تشویق و تمجید دیگران قرار بگیریم، بلکه این است که علیرغم مطمئن نبودن از پیروزی، جرأت خطر کردن را داشته باشیم.

خلاصه‌ای از کتاب

تولز در این کتاب داستان یک اشراف‌زاده روس را پس از انقلاب کمونیستی روسیه روایت می‌کند. کنت الکساندر ایلیچ رستوف که پیش از انقلاب به پاریس رفته‌بود، در سال ۱۹۱۸ به روسیه بازمی گردد.

اما دیگر روزگار، روزگار او و امثال او نیست. کنت هنوز خودش را یک اشراف‌زاده می‌داند و این قشر برای حکومت تازه یک تهدید محسوب می‌شوند. او شناسایی و بازجویی می‌شود و نجات می‌یابد زیرا در گذشته شعری انقلابی سروده بود اما حالا برای ادامه زندگی باید به هتل متروپل در مسکو برود و باقی عمرش را در اتاق زیر شیروانی که مخصوص مستخدمین بود بگذراند.

ابتدا ناامیدی و کسالت وجود کنت را فرامی‌گیرد، اما طولی نمی‌کشد که زندگی او معنای تازه‌ای می‌یابد، گویی از نو متولد می‌شود. هتل دیگر برایش یک چهاردیواری محصور نیست بلکه تمام دنیا است و او تلاش می‌کند از واقعیات موجود لذت ببرد و رفته‌رفته ایده‌آل‌های زندگی برایش عوض می‌شود.

پیام مهم این اثر برای خوانندگان این است که «زندگی بدون تجمل گاهی می‌تواند باشکوه‌تر باشد.»

گزیده ای از کتاب

کنت با خود فکر کرد که: بله چرخ روزگار می چرخد.

در حقیقت، دنیا دور خورشید هم که می چرخد بر محور خودش می گردد. کهکشان نیز می چرخد- چرخی درون چرخی بزرگتر- و نوایی تولید می کند کاملا متفاوت از ماهیت نوای کوبه کوچک ساعت؛ و وقتی آن نوای آسمانی به صدا درآید شاید آینه ناگهان وظیفه درست تر خود را انجام دهد (و به بشر آن کسی را نشان ندهد که تصور می کند، بلکه نشان دهد به چه کسی تبدیل شده است).

کنت سرجایش روی صندلی باقی ماند.

به آرایشگر گفت: «از ته بزن. اصلاح کامل دوست من.»

کتاب های مرتبط

1- معرفی کتاب نجیب زاده ای در مسکو در یوتیوب

2- معرفی کتاب نجیب زاده ای در مسکو در آپارات

اطلاعات بیشتر

نویسنده

ایمور تولس

مترجم

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

Show only reviews in فارسی (0)

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “نجیب زاده ای در مسکو”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.