یکی بود یکی نبود

17.00

عنوان: یکی بود یکی نبود

نویسنده: محمد علی جمال زاده

ناشر: نشر علم

موضوع: داستان های فارسی

رده ی سنی: بزرگسال

جلد: شومیز

تعداد صفحه: 236 ص

تعداد:
مقایسه

توضیحات

یکی بود و یکی نبود مجموعه ای متشکل از یک دیباچه٬ شش داستان کوتاه و مجموعه ای از کلمات عوامانهٔ فارسی نوشتهٔ سید محمدعلی جمالزاده است که در سال ۱۳۰۰ منتشر شده است. این کتاب را آغازگر ادبیات واقع گرای فارسی و داستان کوتاه نویسی در ایران دانسته اند.

پی دی اف کتاب یکی بود یکی نبود
سید محمدعلی موسوی جمال زاده (۲۳ دی ١٢٧۰ در اصفهان) نویسنده و مترجم معاصر ایرانی بود. او را پدر داستان کوتاه زبان فارسی و آغازگر سبک واقع گرایی در ادبیات فارسی می دانند.او نخستین مجموعهٔ داستان های کوتاه ایرانی را با عنوان یکی بود و یکی نبود در سال ۱۳۰۰ خورشیدی در برلین منتشر ساخت.جمالزاده در سال ۱۹۶۵ نامزد جایزه نوبل ادبیات گردید. وی تا به امروز در کنار زین العابدین رهنما، حسین قدس نخعی و ابوالقاسم اعتصام زاده به عنوان تنها فارسی زبانان نامزد جایزه نوبل ادبیات شناخته می شوند.

مروری بر کتاب

این کتاب که نیز بعنوان کتاب آغازگر کتاب های داستانی در ایران شهرت دارد. در کتاب ها و داستان های وی شاهد مثل ها و تشبیه های ساده و دلنشینی هستیم که به زیبایی آثار وی می افزاید. در نسخه الکترونیکی این کتاب، داستان طنز و زیبای کباب غاز و چند داستان دیگر علاوه بر داستان ها نسخه چاپی وجود دارد. این نسخه که ویرایش دوم نشر الکترونیکی این کتاب می باشد، شامل دو بخش دیباچه و مجموعه کلمات عوامانه فارسی است که به آن افزوده شده است. این دو بخش در ویرایش پیشین موجود نیست. همچنین در صفحه آرایی آن نیز تغییراتی ایجاد شده است.

حکایت های این کتاب به ترتیب عبارتند از:  فارسی شکر است، رجل سیاسی، دوستی خاله خرسه، دردودل ملا قربانعلی، بیله دیگ بیله چغندر، ویلان الدوله، کباب غاز، مجموعه کلمات عوامانه فارسی.

رسی شکر است

تمرکز روی اقشار مختلف در ایران ، تأثر  نویسنده از مورد هجوم قرار گرفتن زبان فارسی ، بررسی زبان و فرهنگ به عنوان یکی از تأثیر پذیرترین و تأثیر گذارترین موارد یک قوم و ملت از اولین اموری ست که در این داستان به چشم می آید. اوایل مشروطه جامعه می خواست از حالت سنتی بیرون بیاید و مدرن شود و عده ای می خواستند همکاری و همراهی کنند و عده ای هم می خواستند مقابله کنند .

این داستان تقابل سنت و مدرنتیه است که از نظر جمالزاده کار نویی است . اسم داستان فارسی شکر است نیز بی هویتی زبان را به چالش می کشد . مأمور تذکره نماینده طبقه حاکم آن دوره است که ظالم و مستبد است و در صبح روز بعد عوض می شود و فردی دوباره شبیه همان قبلی جایگزین آن می شود .

در این داستان از طبقات مختلف جامعه انسان با لهجه ها و تفکرات مختلف پیدا می شود که نماینده یک جامعه کوچک همان دوره مورد نظر نویسنده است ، از آدم فرنگی مآب گرفته تا انسان های عامی و بی سواد . خلاصه اینکه داستان فارسی شکر است بیانگر اوضاع زبان در تقابل دوران مدرنیته و سنت است که از دید محمد علی جمالزاده شکل گرفته است .

 رجل سیاسی

جعفر سواد درست و حسابی ندارد اما تصور می کند اگر جز رجل سیاسی شود ، جایی برای خودش باز می کند . مردم این داستان کلا ً مردم جو زده ای هستند . خاقان السلطنه هم آدم فرصت طلبی بود و می خواست از آب گل آلود ماهی بگیرد ، به دنبال فرصتی ست تا از موقعیت جعفر سوءاستفاده بکند . آثار جمالزاده شبیه آثاری مثل حکایت ، قصه و سفرنامه است .  . داستان رجل سیاسی به بررسی جامعه ایران درزمان و احوال خاصی می پردازد واشاره به افتادن سرنوشت مردم به دست کسانی  داردکه اصلاً تخصصی ندارند . هجوم یک جریان در هم ریخته در جامعه ی داستان رجل سیاسی ، مردم را دنباله رو می کند و دیگر دموکراسی معنی ندارد و در این داستان باز هم حضور مردم جو گیر احساس می گردد.

دوستی خاله خرسه

داستان دوستی خاله خرسه اشاره ای به ۷ سال حضور نظامی روسها در ایران دارد . روسها مقابل انگلیس می خواستند بایستند  و حضور خود را در ایران پرنگ کنند بنابراین به ایران لشگرکشی می کنند . حبیب ا… به عنوان شخصیت اصلی در یک سمت داستان قرار می گیرد که فردی دوست داشتنی است . روسیه در این داستان نماد حیله گری و دورویی و پول دوستی است و حبیب ا… نماینده طبقه عوام است و نماد سادگی و مظلومیت است . مرگ حبیب ا… که پر است از سادگی و مهربانی و در انتهای داستان جنازه اش در عین همان سادگی در میان برف ها پوشیده می شود .

درد دل ملا قربانعلی

در این داستان جریانات مذهبی و سنتی وقت ایران مورد بررسی قرار می گیرد . این داستان یک بحث روان شناسی است که در آن قربانعلی راوی و شخصیت اصلی داستان، اسیر دلش شده و در نهایت پای دل و هوس به میان می آید . روضه خوان داستان درد دل ملا قربانعلی ، فقط ظاهر دین را یاد گرفته و از این راه به نان و نوایی رسیده است . داستان  به مباحث دینی نگاه روان شناسی رفتاری دارد . ریاکاری و تناقض عقل ودین قربانعلی به صورت واضحی در داستان به چشم می آید و اشاره به این امر دارد که بعضی آدمها با توجه به سنشان در یک دوره به تکرار می افتند .

بیله دیگ بیله چغندر

همان انتقاد از جریانات اجتماعی، سیاسی ایران دوران مشروطه است حکایت دلاکی خارجی هست که به دنبال یک مستشار به ایران می آید و اسیر تفکرات خارجی می شود. این داستان اشاره به این موضوع دارد که دول خارجی که به ایران پا می گذاشتند دلشان به حال ایرانی ها نمی سوخت . استعاره دست به پشت کشیدن دلاک هم که در داستان بسیار رندانه به کار رفته است بیشتر اشاره به تملق می کند ( دست به پشت هم کشیدن ،تملق ) .

پادشاه کار غلط می کند و زیر دستان هم دست به پشت او می کشند . مشورت تخصصی نیست. معنی داستان بیله دیگ بیله چغندر هم اشاره به یک حکایت قدیمی دارد به معنی همچین دیگی همچین چغندری لازم دارد. بین دلاکی ، حمام و مستشاری رابطه ی مستقیم دارد.(پشت هم دست می کشیدند :رابطه مستشار و دلاک) نسبت به داستانهای دیگر این کتاب حرفی برای گفتن به صورت غیر مستقیم دارد .

ویلان الدوله

این داستان در مورد آدمی است که نسبت به بقیه متفاوت تر است . این آدم یک سربار است که با ترفند خودش زندگیش را پیش می برد. به یک نوع از تفکر اشاره دارد . به اینکه به کار به عنوان بخشی از زندگی نگاه نمی کنند . سربار بودن و حالت مفت خوری با پسوند ویلان الدوله ارتباطش این است که کسانی که زندگی خود را از امور مردم تأمین می کنند ، افرادی هستند که وجدان کاری و اخلاقی ندارند . این افراد بود و نبودشان یکی است که دقیقا ً اشاره به شخصیت ویلان الدوله دارد .

ویلان الدوله از آدم هایی بود که مردم فکر می کردند کاری از دست او برمی آید ولی وقتی مردم به سراغش می رفتند می دیدند کاری نمی کند .  اگر ویلان الدوله یک تیپ باشد نماد چه آدم هایی است ؟ این امر یکی از رفتارهای اجتماعی ایران بوده و هست . مباشر و یا دلال هر جایی می‌تواند باشد.

این گونه آدم ها بی هرجا ، بی در کجا و بی هویت هستند که اول آنها مورد تأدیب قرار می گیرند . در واقع دارای نوعی شغل هستند که از مجرای خودشان حرکت نمی کنند و باعث افزایش فقر اقتصادی بیشتر می شوند .

در کتاب یکی بود یکی نبود محمد علی جمالزاده داستان ها همه درون مایه دارد . یعنی همه ی موضوعات روز جامعه وقت جمالزاده مطرح می شود و او از منظر نگاه هم خیلی روشنفکرانه برخورد کرده است . از این جهت پیشاهنگ و قابل احترام است چون آغازگر ادبیات داستان نویسی نو در ایران است . شخصیت پردازی در همه ی داستان ها و جود دارد اما در جاهایی اضافات وجود دارد که با توجه به تقلید اولیه او از ادبیات فرانسه قابل تأمل است .

طنزها و تصاویر قشنگی دارد . حس خوشحالی و یا حس تنفر را در خواننده ایجاد می کند .تصویر سازیهای جذاب ، ایجاد حس آمیزی های متفاوت و … از ویژگیهای داستانهای یکی بود یکی نبود محمد علی جمالزاده است. بعدِ جمالزاده نویسندگانی چون ساعدی از او تأثیر پذیرفته است و همین طور هدایت هم از ساعدی تأثیر پذیرفته است .

اثر طنزی که بتواند بعد از ۹۶ سال هنوز بخنداند اثر شش دانگی است. این اثر جمالزاده خوب می خنداند و خوب خجالت زده می کند وقتی می‌بینی بعد از نود و شش سال هنوز همان ضعف‌های فرهنگی که جمالزاده رک و پوست کنده و بدون ماله کشیدن به رخ ایرانی های سال کودتای رضای میرپنج کشیده به قوت خودش باقی ست با خودت می‌گویی چه کرده‌ایم در این یک قرن!

این کتاب جمالزاده هم یکی از قوی‌ترین مجموعه داستان‌های کوتاه فارسی است و هم یکی از قوی‌ترین آثار طنز کوتاه و هم دفترچه کوچک فرهنگ شناسی ایرانیان است. اگر کتاب را خواندید پیشگفتار جمالزاده را از دست ندهید. پیشگفتار کتاب مانیفستی‌ست برای ادبیات مدرن ایران. ما هنوز راه دیدگاه جمالزاده را می‌رویم و هنوز در منصه ظهور رساندن بایدها و نبایدهای جمالزاده لنگ می زنیم. محمد علی جمالزاده از نویسندگان معاصر ایران و آغازگر ادبیات داستانی نوین در ایران است.

کتاب های مرتبط

1-معرفی کتاب یکی بود یکی نبود در یوتیوب

2- معرفی کتاب یکی بود یکی نبود در آپارات

اطلاعات بیشتر

نویسنده

محمدعلی جمال زاده

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

Show only reviews in فارسی (0)

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “یکی بود یکی نبود”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.