پنج حکایت از ویلیام شکسپیر

14.00

عنوان: پنج حکایت از ویلیام شکسپیر و رومئو و ژولیت

نویسنده: اقر ویلیام شکسپیر

مترجم: علی اصغر حکمت

ناشر: نیک فرجام

موضوع: داستان های کوتاه/ ویلیام شکسپیر – اقتباس ها

رده ی سنی: بزرگسال

تعداد صفحات:263

 

 

تعداد:
مقایسه

توضیحات

پنج حکایت از ویلیام شکسپیر توسط علی اصغر حکمت نوشته شده‌است. تحریر این کتاب چهل سال، بین سال‌های 1915-1953 به طول انجامیده‌ است. سرانجام در سال 1953 مجموعه کامل منتشر شد. کتاب پنج حکایت از شکسپیر مجموعه‌ای از نمایش‌نامه‌های مشهور شکسپیر است. علی اصغر حکمت با تسلط بر این نمایش‌نامه‌ها کتاب پنج حکایت شکسپیر را نوشته‌است.

این پنج حکایت، خلاصه‌ای از داستان‌های اصلی هستند. کار علی اصغر حکمت فقط خلاصه نویسی نیست. او حکایات شکسپیر را با زبان اصیل فارسی ترکیبی کرده‌است. به علاوه برای فهم بهتر خواننده از مفهوم داستان، مثال‌هایی را از شاعران نامی ایران مانند حافظ، سعدی، نظامی، جامی و فردوسی آورده است. هدف آقای حکمت از نوشتن این کتاب، شناساندن هرچه بیشتر شکسپیر به فارسی زبانان بود. تاکنون بارها و بارها نمایش‌نامه‌های شکسپیر به ترجمه رسیده است.

اما به علت سنگینی ادبیات این آثار فهم و درک درست معانی برای فارسی زبان اندکی دشوار است. به همین دلیل علی اصغر حکمت از شاعران فارسی زبان بهره گرفته‌است. کتاب پنج حکایت از شکسپیر شامل 5 نمایش‌نامه‌ی تاجر ونیزی، مکبث پادشاه اسکاتلند، غمنامه اتللو یا مغربی ونیز، رومئو و ژولیت و غمنامه هملت شاهزاده دانمارک است. علی اصغر حکمت سبک و لحن کتاب را به نثر هم عصر خود شکسپیر در ایران نوشته است. نثر کتاب علی اصغر حکمت نثر کهن محسوب می‌شود.

پنج حکایت از ویلیام شکسیپیر

 

پنج حکایت شکسپیر

شما را به یکی از عاشقانه‌ترین اشعار شکسپیر مهمان می‌کنیم.

«من قلب تو را با خودم همه‌جا می‌برم

من آن را با خودم می‌برم

من هرگز بدون تو نیستم

هر جا من رفتم تو با من بودی

و هرکار که کردم، تو با من آن را انجام دادی

عزیزم من! من این دنیا را نمی‌خواهم

هیچ سرنوشتی برای خودم نمی‌خواهم

شیرین‌ترین چیزها برای من سرنوشت تو است

و زیبایی دنیا برای من تو هستی

و این همان چیزی است که ماه همیشه به معنای آن بوده است

و خورشید همیشه برای تو می‌درخشیده است»

 

کتاب شکسپیر

یکی از حکایت‌های این مجموعه نمایشنامه مکبث، پادشاه اسکاتلند است. داستان این کتاب مربوط به یک سردار شجاع به نام مکبث است. مکبث یکی از محبوب‌ترین و دلیرترین سرداران پادشاه دانکن محسوب می‌شود. مکبث و یکی دیگر از سرداران به نام بانکو زمانی که از یک نبرد با نروژی‌ها باز می‌گردند. آن‌ها در راه به ساحران برمی‌خورند. ساحران به مکبث می‌گویند که در آینده پادشاه اسکاتلند خواهد شد. زمانی که مکبث به دربار باز می‌گردد، محسور حرف‌های زنش می‌شود.

لیدی به او می‌گوید که دانکن را کشته و تاج و تخت را بدست آورد. سرانجام مکبث به حرف همسرش گوش داده و جان پادشاه دانکن را می‌گیرد. پس از کشته شدن پادشاه دانکن، مکبث بر تخت سلطنت می‌نشیند. اما این پایان خوش ماجرا نیست. مکبث برای اینکه جایگاهش متزلزل نشود، فرزندان بانکو را به قتل می‌رساند. زیرا ساحران به او گفته بودند که این فرزندان تهدیدی برای تاج و تخت او به شمار می‌روند.

بانکو یکی از فرزندانش را از دست قاتلان فراری می‌دهد‌. اما خودش جای فرزندش کشته می‌شود. مالکوم نیز فرزند پادشاه دانکن است. او هم از کشور می‌گریزد تا جانش را نجات دهد‌. در اسکاتلند بیشتر مقامات از دست مکبث به کشورهای دیگر گریخته‌اند. تنها چاپلوسان و متملغان باقی مانده‌اند. پس از مرگ دانکن، لیدی کم کم به بیماری جنون مبتلا می‌شود. او شب‌ها در کاخ راه می‌رود و به ندیمه‌ها از راز قتل دانکن می‌گوید. سرانجام لیدی خودش را می‌کشد.

مکبث که ترس از دست دادن حکومت تمام زندگی‌اش را تحت تاثیر قرار داده‌است، دوباره به ساحران پناه می‌برد. ساحران به او می‌گویند که از جنگل بیرنام دوری کند. پس از چندی مالکوم سپاه خود را جمع کرده و از سمت جنگل بیرنام به اسکاتلند حمله می‌کند. مکبث که همراهی به جز عده‌ای چاپلوس برایش باقی نمانده است، از سپاه مالکوم شست خورده و کشته می‌شود.

پس از جنگ، مالکوم شکوهمندانه وارد کاخ شده و دوباره فرمانروایی اسکاتلند را برعهده می‌گیرد. نمایش‌نامه مکبث، پادشاه اسکاتلند چهار شخصیت اصلی مکبث، دانکن، لیدی و بانکو را دارد. هرکدام از آن‌ها شخصیت منحصر به فرد خود را دارند. مکبث سرداری دلیر، اما نمک نشناس است. لیدی شخصیتی ظالم و سیاه دل دارد. دانکن پادشاهی عادل، محبوب و خوش قلب است.

انتشار کتاب «پنج حکایت شکسپیر»

نسخه چاپی کتاب پنج حکایت شکسپیر در سال در سال ۱۳۹۴ تو انتشارات ققنوس به چاپ رسید.

درباره‌ی نویسنده کتاب «پنج حکایت از شکسپیر»، علی اصغر حکمت

علی اصغر حکمت در بیست و ششم مرداد ماه سال 1271 چشم به جهان گشود. وی زاده، شهر لسان الغیب، شیراز است. آقای حکمت از نوادگان حسن فصایی و سید علی خان امیر کبیر بود. حکمت در خانواده‌ای ادیب بزرگ شد. او تا پایان دوران مدرسه در شیراز زندگی می‌کرد. اما برای ادامه تحصیل در به تهران مهاجرت کرد. او در تهران به تحصیل در رشته علوم اسلامی پرداخت.

به علاوه در همن زمان به مدرسه آمریکایی‌ها نیز می‌رفت. سپس از اتمام دوران تحصیل سال‌ها به عنوان مدرس زبان انگلیسی در مدارس کار می‌کرد. سپس به همراه یکی از آشنایانش حزب را رادیکال را بنیان‌گذاری کرد و رسما وارد سیاست شد. او از سال 1297 تا 1309 در وزارت معارف کار می‌کرد. آقای حکمت تا قبل از بازنشستگی فعالیت‌های بسیاری در زمینه سیاست انجام داده بود. او در سال 1317 به عنوان وزیر کشور منصوب شد. سپس در سال 1320 فعالیت خود را در وزارت پیشه و هنر آغاز کرد.

او در زمان فعالیت خود در ورازت فرهنگ و وزارت کشور اقدامات بسیاری از جمله تاسیس دانشگاه تهران، تاسیس کتابخانه ملی، تاسیس بسیاری از موزه‌ها، نهضت سواد آموزی، فارسی سازی نام‌ها، تاسیس وزارت تربیت بدنی، تاسیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی و … اشاره کرد. آقای حکمت کسی بود که در سال 1313 صداق هدایت را ممنوع القلم کرد. پس از تاسیس دانشگاه تهران وی بر مسند ریاست این دانشگاه رسید. علی اصغر حکمت یکی از چهره‌های شریف و زحمت‌کش کشورمان است. ا

قدامات او برای آبادانی این سرزمین بی‌شمار است. آقای حکمت فراتر از تمامی فعالیت‌های دولتی، یکی از مشاهیر ادب فارسی محسوب می‌شود. او آثار گران‌بها و اصیلی را در ادبیات ایران از خود به جا گذاشته است. او به بسیاری از کشورهای جهان سفر کرد و نام ایران و ادبیات فارسی را در همه جا به گوش مردم رسانید. از آثار ادبی این مرد بزرگ می‌توان به از سعدی تا جامی، رستاخیز، الواح بابل، راه زندگی و … اشاره کرد. علی اصغر حکمت چند سال قبل از فوت، بیش از پنج هزار جلد کتاب، و صدها نامه خطی را به موزه‌های کشور اهدا کرد. اما ناگذیر از پایان عمر وی در سوم شهریور سال 1359 چشم از جهان فروبست.

آرامگاه او در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی است. کشور پهنار ایران به چشم خود بسیاری از این مردان و زنان دلسوز را دیده‌است. بنیانگذار بسیاری از بخش‌های فرهنگی، ادبی و تاریخی ایران علی اصغر حکمت بود. اگر چنین مردهایی در کشورمان نبودند، امروز بسیاری از فرهنگ ما، از بین رفته بود.

بخشی از کتاب «پنج حکایت شکسپیر»

حکایت کنند که در روزگار پیشین پادشاهی بر سریر سلطنت کشور دانمارک جای داشت به فضایل آراسته و از رذایل پیراسته, لشکری از فر او نیکنام و کشوری از داد او شادکام. قضا را به مرگی نامعلوم ناگهان درگذشت. بانوی خوبروی او ملکه گرترود هنوز ماهی دو از سوگ شوی نگذشته با برادرش کلادیوس پیمان مزاوجت بست و او به جای برادر بر تخت نشست.

 

 

کتاب های مرتبط پنج حکایت از ویلیام شکسپیر

1- معرفی کتاب پنج حکایت از ویلیام شکسپیر در یوتیوب

2- معرفی کتاب پنج حکایت از ویلیام شکسپیر در آپارات

اطلاعات بیشتر

نویسنده

ویلیام شکسپیر

مترجم

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

Show only reviews in فارسی (0)

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “پنج حکایت از ویلیام شکسپیر”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.