رنج های ورتر جوان

14.00

عنوان: رنج های ورتر جوان

نویسنده: یوهان ولفگانگ فون گوته

مترجم: محمود حدادی

ناشر: ماهی

موضوع: داستان های آلمانی

رده سنی: بزرگسال

تعداد صفحات: 224

تعداد:
مقایسه

توضیحات

کتاب رنج‌های ورتر جوان، برای جوانان قرن هجدهم به مثابه کتابی عملی در عاشق‌پیشگی به کار گرفته می‌شد. کتاب مملو از احساسات عمیق است که برای خواننده‌ی امروزی اغراق آمیز و گاه بچگانه به نظر می‌رسد. با این‌حال کتاب گوته، نویسنده‌ی مشهور آلمانی از درونمایه‌هایی عمیق تشکیل شده که آن را می‌توان یک اثر مدرن در نظر گرفت: کتابی درباره‌ی رنج‌هایی که از عشق می‌کشیم.

موضوعی که هرگز کهنه نمی‌شود. ورتر، قهرمان کتاب به یکی از وخیم‌ترین انواع بیماری عشق دچار شده است: دختر مورد علاقه‌اش به او عشقی نمی‌ورزد چرا که خود نامزد دارد. چنین رابطه‌ای در واقعیت برای گوته رخ داده اما او موفق می‌شود با جایگزینی معشوقی دیگر خود را از مهلکه نجات ‌دهد.

خلاصه کتاب رنج های ورتر جوان

این کتاب از نامه‌های ورتر به دوستش «ویلهلم» تشکیل شده است و از دوره‌ای از زندگی ورتر شروع می‌شود که او به تازگی به رابطه‌ی عاشقانه‌اش با زنی به نام «لئونورا» خاتمه داده است. بعد از این ماجرا ورتر در یک روستا مستقر شده و مصمم است که وقت خودش را به طراحی، نقاشی و گشت‌وگذار در اطراف روستا بگذراند. ورتر خیلی اهل کار و تلاش نیست.

او از یک محیط شهری و زندگی اشرافی به محیط روستایی آمده و در برخورد اول از نحوه‌ی زندگی روستاییان که یادآور دوران پدرسالاری باستانی است، لذت می‌برد. ورتر در طول زمان اقامتش در روستا با دهقانان بسیاری آشنا شده و با دو برادر کشاورز به نام‌های «فیلیپ» و «هانس» و جوانکی دهاتی که عاشق صاحب‌کار بیوه‌اش شده است، دوست می‌شود.

دیری نمی‌گذرد که ورتر در جستجوهای خود در اطراف روستا به مکانی پر دارودرخت و دلربا می‌رسد. دلربایی این مکان بیشتر می‌شود وقتی که ورتر دختر جوان قاضی محدوده به نام «شارلوت» را در مجلس رقصی ملاقات می‌کند. سلایق مشترک آن‌ها در کتابخوانی منجر به ایجاد علاقه در ورتر می‌شود. متاسفانه دختر با مردی خوش‌آتیه به نام «آلبرت» نامزد کرده است و ورتر تنها می‌تواند به معاشرت دوستانه قناعت کند.

هر چه از زمان اقامت ورتر در روستا می‌گذرد، بر شدت علاقه‌ی ورتر اضافه می‌شود تا حدی که دیگر نمی‌تواند خودش را به رابطه‌ی دوستانه راضی کند. با ورود «آلبرت» به روستا ماجرا پیچیده‌ می‌شود. ورتر نقشه دارد تا رابطه‌ی این‌دو را به نفع خود شکراب کند اما روزگار برای هر سه‌ی آن‌ها سرنوشت پر فرازوفرودی در نظر گرفته است. سرنوشتی که هرگز به فکر ورتر خطور نمی‌کرد.

بررسی زندگی و آثار گوته

یوهان ولفگانگ فون گوته (1832_1749) فرزند کارمند دولت و حقوق‌دانی ثروتمند بود که پدرش او را برای پیروی از مسیر حرفه‌ای خود تربیت کرد. به همین منظور، گوته هنگامی که تنها شانزده سال داشت، تحصیلات خود را در دانشگاه «لایپزیگ» آغاز کرد، اما خیلی زود فهمید که نقاشی و شعر را به قانون ترجیح می‌دهد.

ولفگانگ گوته بدون کسب هیچ مدرکی دانشگاه را ترک کرد و به زادگاه خود در شهر فرانکفورت بازگشت. جایی که چندین شعر و اولین نمایشنامه‌ی خود را منتشر کرد. با این انتشار این کارها گوته به شهرت رسید ولی هنوز با درخشش جهانی خود فاصله داشت.

با وجود این موفقیت‌ها، پدر گوته هم‌چنان آرزوی ادامه‌ی تحصیل پسرش را داشت. به همین دلیل، گوته به دانشگاه بازگشت و تحصیلاتش را تکمیل کرد و در 23سالگی حقوق‌دان شد.

در این دوران خودکشی دوست گوته تاثیر زیادی بر او گذاشت و بعدا باعث الهام داستان رنج‌های ورتر جوان (The Sorrows of Young Werther, Novel by Johann Wolfgang von Goethe ) شد. نگارش این کتاب موفقیت چشمگیری برایش به همراه داشت. اندکی پس از انتشار کتاب، یک اشراف‌زاده عالی‌رتبه حامی و دوست گوته شد و گوته خیلی زود به مشاغل مختلف در دولت ویمار دست یافت. گوته به فعالیت ادبی خود ادامه داد و آثار درخشان دیگری از جمله اثر باشکوهش «فاوست» را آفرید.

آثار یوهان فون گوته باعث ایجاد یک جنبش ادبی در کل آلمانی شد. در سال‌های بعد، گوته مقاله‌های خود را با مجلات علمی معتبر در زمینه‌های متنوعی مانند گیاه شناسی و هواشناسی تکمیل کرد. طیف وسیع علایق و مهارت‌های گسترده‌‌اش، او را به مقام بلندی در جامعه‌ی جهانی رساند و بر متفکران بسیاری بعد از خود هم‌چون «نیچه» و «هگل» دو فیلسوف آلمانی تاثیر گذاشت.

داستان رنج‌های ورتر جوان بارها به زبان فارسی ترجمه شده است. «نشر جامی» با ترجمه‌ی «سیدسعید فیروزآبادی» و «نشر ماهی» با ترجمه‌ی «محمود حدادی» کتاب را منتشر کرده‌اند. پیش از انتشار این دو ترجمه، «نشر تیر» کتاب را در سال 1381 با ترجمه‌ی « فریده مهدوی» روانه‌ی بازار کرده بود.

نگاهی به درون‌مایه‌ی کتاب رنج‌های ورتر جوان

کتاب رنج‌های ورتر جوان درون‌مایه‌های بسیاری دارد. یکی از این مضمون‌ها نگاهی موشکافانه به مفهوم طبقه‌ی اجتماعی است. در ابتدای داستان خواننده خیلی زود پی می‌برد که ورتر از وضعیت شغلی خود ناراضی است. بخشی از علل این نارضایتی را می‌توان در شخصیت ورتر جستجو کرد. اول از همه خلق‌وخوی ورتر برای کار دفتری مناسب نیست. او خیلی زود از کار پشت‌میزی دلزده می‌شود. دوم او از جزییات خسته‌کننده‌ای که یک مقام دادگاهی مرتب با آن‌ها سروکار دارد، بیزار است.

در کنار همه‌ی این موارد، گوته شخصیتی خلق کرده که در ظاهر همه‌چیز دارد: جوان، بااصل و نسب و مقدار زیادی وقت خالی و پول. ورتر وقتی از شهر به روستا می‌آید، در ابتدا به‌سرعت از سادگی و روابط ابتدایی اهالی که جامانده از دوره‌های گذشته‌ی انسان در اجتماعات اولیه است، لذت می‌برد و آن را تحسین می‌کند.

با این حال، در مواجهه با روستاییان منشی ارباب‌منشانه دارد و از بالا به پایین به آن‌ها نگاه می‌کند. این رفتار متعصبانه‌ی ورتر در مقایسه با رفتار «شارلوت» که در روستا بزرگ شده ولی از دانش و فرهنگی برابر با ورتر بهره برده بیشتر خودش را نشان می‌دهد.

خانواده یکی دیگر از مفاهیم اصلی کتاب است. ورتر با مادرش مشکلاتی دارد. او هیچ‌وقت به‌طور مستقیم با مادرش ارتباط برقرار نمی‌کند و از دوستش «ویلهلم» به عنوان واسطه کمک می‌گیرد. فقدان روابط مناسب خانوادگی برای ورتر دردناک است. همین کمبود است که او را به سمت خانواده‌ی «شارلوت» می‌کشاند.

رابطه‌ی خانوادگی «شارلوت» با وجود مشکلاتی مثل مرگ مادر و سختی تامین معاش افراد پرشمار آن، مسالمت‌آمیز و صمیمی است. تصویری فداکارانه که از مادر این خانواده ارائه می‎شود و تعداد بچه‌های زیاد که باعث سرزندگی محیط زندگی شده، همه در اشتیاق ورتر به خانواده‌ی «شارلوت» نقش دارند.

تاثیرات کتاب رنج های ورتر جوان

از همان انتشار چاپ اول کتاب در سال 1774میلادی، مقامات محلی نسبت به محتوای غیراخلاقی کتاب اعتراض کردند و به‌زودی فروش کتاب ممنوع شد. اما این سرکوب نه‌تنها نتیجه نداد بلکه بر اشتیاق مردم به خواندن کتاب دامن زد. این دوران مصادف با اوج فعالیت محافل ادبی در سراسر اروپا است. فرهنگ کتابخوانی در بین مردم رواج یافته و مردم شهر در همه حال مشغول خواندن هستند. هواخواهان کتاب شبیه فرقه‌ای باستانی قواعد و رفتارهایی مخصوص خود دارند.

رمان رنج‌های ورتر جوان در چنین بستری شانس درخشیدن می‌یابد و به‌قدری بر شرایط اجتماعی و فرهنگی آلمان تاثیر می‌گذارد که می‌توان آن را نوعی «کالت» فرهنگی محسوب کرد. کالت cult در لغت به معنای فرقه است و امروزه به پدیده‌ای گفته می‌شود که به‌قدری طرفدار پیدا می‌کند که مابه‌ازای اجتماعی ایجاد می‌کند.

از کالت کتاب رنج‌های ورتر جوان با عنوان «تب ورتری» یاد می‌شود. تب ورتری به کلیه‌ی رفتارهای هواداران پروپاقرص کتاب گوته اشاره دارد. جوانانی که مانند ورتر شخصیت اصلی کتاب لباس می‌پوشیدند، لحن او را در صحبت کردن‌شان تقلید می‌کردند و وانمود می‌کردند عاشق‌پیشه‌اند. بانوان هم مثل «شارلوت» لباس پوشیده و رفتار می‌کردند. بدتر از همه‌ی این‌ها افزایش آمار خودکشی در میان جوانان بود.

همه‌ی این بروزهای اجتماعی باعث خشم و نارضایتی روحانیون شد. آن‌ها این کتاب را شیطانی خطاب کردند، چرا که خودکشی را کاری زیبا و موجه جلوه داده بود. در مقابل، فیلسوفان و اندیشمندان با روحانیون مقابله کردند و اثر را دارای مفاهیم ارزشمند و قابل‌احترام دانستند.

برای مدت‌ها بحث و گفت‌وگو درباره‌ی کتاب گوته و تاثیرات آن داغ بود. آلمان آشفته شده بود. همه به تقلید از کارهای ورتر مشغول بودند. ترجمه‌ی کتاب باعث سرایت این تب‌وتاب به سایر نقاط اروپا نیز می‌شود. نقل‌قول مشهوری از «ناپلئون» گزارش شده که اقرار می‌کند بیش از هفت بار کتاب را خوانده است. هیاهوهای برآمده از کتاب رنجهای ورتر جوان نشان می‌دهد که تنها با حرکت قلم می‌توان هزاران هزار انسان را به سوی مرگ فرستاد.

در بخش هایی از کتاب رنج های ورتر جوان می‌خوانیم:

« کاش هر آدمی روزانه با خود می‌گفت بهترین کار تو در حق دوستانت این است که چشم دیدن شادی آن‌ها را داشته باشی و با شرکت در این شادی، شادمانی آن‌ها را افزون کنی. آیا اگر روزی دیدی جان و دل آن‌ها از حسی هولناک در عذاب است و دلشان از غصه پریشان، عرضه داری که ذره‌ای از رنجشان بکاهی؟»

 

پس این روزهایی که با مباهات می گوید برای خودش شوکت و دولتی داشته، کی بوده است؟ مادر با لبخندی ترحم آمیز گفت امان از این آدم خل. منظورش آن روزهایی است که هیچ خودش را نمی شناخت. به این روزهاست که حسرت می برد، آن روزهایی که در کنج تیمارستان بود. آن روزها که نمی دانست کیست و کجاست.


با افراد گوناگونی آشنا شده ام، اما هنوز هیچ مصاحبی برای خود نیافته ام. نمی دانم چه نکته ای در وجودم، برای دیگران جذاب و خوشایند است، زیرا همواره دیگران در جست و جوی مصاحبت با من هستند، به من وابسته می گردند، و پیوسته هنگامی که ناگزیر هستیم مسیر واحدی را بپیماییم، دستخوش رنج و اندوه می شوم؛ گرچه برای چند ثانیه باشد!

چنانچه از من بپرسی مردمان این منطقه چگونه هستند، بی درنگ پاسخت می دهم: «مانند همه جا…» نژاد بشر، به طرز عجیبی، یکسان و مشابه است. اکثر مردم، ناگزیرند بخش زیادی از اوقاتشان را برای زنده بودن کار کنند، و آن مقدار کمی هم که برایشان باقی می ماند، چنان بر وجودشان سنگینی می نماید که از هر راه و شیوه ی ممکنی برای رهایی یافتن از آن استفاده می کنند. آه! ای سرنوشت بشری!


تمایل طبیعی بشریت، ما را وسوسه می کند که دست خود را پیش بریم… مگر کودکان نیز به سهم خود، همواره سعی ندارند آن چه را مشاهده می کنند، به سرعت چنگ زنند و در مشت خود نگاه دارند؟ پس من چه…؟

کتاب های مرتبط

1- معرفی کتاب رنج های ورتر جوان در یوتیوب

2- معرفی کتاب رنج های ورتر جوان در آپارات

اطلاعات بیشتر

نویسنده

یوهان ولفگانگ فون گوته

مترجم

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

Show only reviews in فارسی (0)

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “رنج های ورتر جوان”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.