حاجی آقا

8.00

عنوان: حاجی آقا

نویسنده: صادق هدایت

ناشر: ممنوعه

موضوع: داستان های کوتاه فارسی

رده ی سنی: بزرگسال

جلد: شومیز

تعداد صفحه: 143 ص

تعداد:
مقایسه

توضیحات

حاجی آقا اثر صادق هدایت است.

یکی دیگر از کتاب های صادق هدایت کتاب حاجی آقا است. این کتاب داستان بلندی است در مورد شخصی به نام حاجی ابوتراب که از بازاریان تهران میباشد و بسیار آدم دورو و بدی میباشد.
این داستان در زمان جنگ جهانی دوم است و اتفاقاتش در قبل و بعد از گرفتن ایران به دست متفقین روی میدهد.

کتاب حاجی آقا که داستان بلند دیگری از هدایت بعد از بوف کور است ۴ بخش داردکه در بخش اول داستان افراد مختلفی به دیدن حاجی ابوتراب میایند و در هشتی با او صحبت میکنند و در بخش دوم از زندگی حاجی ابوتراب میگوید که قبلا چکاره بوده و شغلش چیست و …..و در بخش سوم نیز مانند بخش اول دوباره حاجی آقا با مراجعه کنندگانش صحبت میکند و در بخش آخر از تصاویری که حاجی ابوتراب در بیهوشی میبیند میگوید.

صادق هدایت نویسنده ،نقاش متولد سال ۱۲۸۱در تهران است و او پس از چند خودکشی ناموفق در آخر در سال ۱۳۳۰ خودکشی کرد.

مشهورترین اثر او بوف کور است و اورامیتوان از نویسندگان بزرگ ایرانی دانست.او همچنین آثار ادبیات اروپا را هم ترجمه کرده است مانند آثار کافکا و چخوف.

او از مدرسه سن لویی فارغ التحصیل شد و به بلژیک رفت و رشته ریاضی محض خواند اما راضی نبود و به همین دلیل به فرانسه رفت و کتاب فوائد گیاه خواری را نوشت.

بسیاری از سخنوران نیز از آثار او تاثیر گرفته اند.

حاجی آقا یک داستان سیاسی اجتماعی است که در غالب طنز گفته شده و هدایت لحن های گفتگوی حاجی آقا با افراد مختلف جامعه را به خوبی در این کتاب بیان گرده ،و همچنین شخصیت های داستان بسیار عامیانه سخن میگویند.این کتاب در زمان چاپش مورد استقبال حزب توده قرار گرفت و به ۱۰ زبان نیز ترجمه شده است.
بخشی از کتاب
پول، ستّارالعیوبه. اگر پول، دزدی بود می‌تونی حلالش بکنی و از شیرِ مادر حلال‌تر میشه و برای آن دنیا هم نماز و روزه و حج را میشه خرید. این دنیا و آن دنیا را هم داری!

اعتقاد و مذهب و اخلاق و این حرف‌ها همه دکانداری است. اما باید تقیه کرد چون در نظر عوام مهمه.

برای مردم اعتقاد لازمه. باید به آنها پوزه‌بند زد وگرنه اجتماع یک لانه‌ی افعی است، هر کجا دست بگذاری می‌گزند.

باید مردم مطیع و معتقد به قضا و قدر باشند تا اطمینان بشه از گُرده‌ی آنها کار کشید. چیزی که مهمه طرز غذا خوردن، سلام و تعارف و معاشرت، لاس زدن با زن مردم، رقصیدن، خنده‌های تودل برو و مخصوصا پر رویی را یاد بگیر.

فلسفه‌مان مباحثه در شکّیات و سهویات است. همه‌اش دزدی و روضه خوانی

پی دی اف کتاب حاجی آقا

کتاب حاجی آقا، داستان بلندی از صادق هدایت است که در سال ۱۳۲۴، توسط انتشارات مجله ی سخن در تهران به چاپ رسید. این کتاب تاکنون به زبان‌های روسی، آلمانی، انگلیسی، فرانسوی، هلندی، ارمنی، ترکی استانبولی، اسلوونیایی، و ازبکی ترجمه و منتشر شده ‌است.
داستان کتاب، در زمان جنگ جهانی دوم اتفاق می‌افتد و شخصیت اصلی داستان، یکی از بازاریان تهران به نام حاجی ابوتراب است.

درباره صادق هدایت

صادق هدایت متولد بهمن ماه سال ۱۲۸۱ در تهران بود. او در خانواده ای تحصیل کرده، که در بخش های دولتی مشغول به کار بودند، چشم به جهان گشود.
در زمان گذراندن دوران دبیرستانش در دارالفنون، به علت مریضی تحصیل را رها کرد اما از همان ابتدا به نویسندگی علاقه داشت و کتاب (انسان و حیوان) را در دوران دبیرستان نوشت.
وی برای ادامه تحصیل به مدرسه سن لویی فرانسوی ها رفت و او و گروهی از دانش آموزان، جز اولین هایی بودند که برای ادامه تحصیل به بلژیک فرستاده شدند.

در آنجا رشته ریاضی محض را برگزید اما با توجه به شرایط نامناسب تحصیل در آنجا و علاقه ی شدید هدایت به فرانسه، خودش را به پاریس رساند. در برلین کتاب (فواید گیاه خواری) را منتشر کرد.
زمانی که در پاریس بود اقدام به خودکشی کرد که توسط سرنشینان یک قایق نجات پیدا کرد. و کتاب های (نمایشنامه‌ی پروین دختر ساسان، زنده به گور و داستان کوتاه مادلن) در زمانی نوشته شدند که او دست به خودکشی زد و تمامی آنها تصویر سیاه هدایت را از زندگی نشان می دهد.

پس از رها کردن رشته معماری، به تهران بازگشت و به شغل کارمندی روی آورد و با نویسندگان مشهوری چون مسعود فرزاد، بزرگ علوی و مجتبی مینوی آشنا شد و با هم گروه (ربعه) را راه اندازی کردند.
وی در سال ۱۳۱۴ با نوشتن کتاب (وغ وغ صاحاب) در ایران ممنوع القلم شد. در این دوران به هند رفت و رمان (بوف کور) را که در فرانسه نوشته بود در هند به چاپ رساند.
هدایت طنزهای تلخ نیز نوشته که تحت تاثیر فشار مالی و تنگناها و درد و رنج هایش می باشد. او پس از چند سال به ایران بازگشت و در بانک ملی دوباره مشغول به کار شد. و به استخدام وزارت فرهنگ درآمد.
کتابهایی که او تحت تاثیر جنگ جهانی دوم نوشته عبارتند از: حاجی آقا، آب زندگی، ولنگاری و حتی ترجمه مجموعه آثار کافکا،که انتقاهای شدید اجتماعیش را در این داستان ها بیان کرده بود.
سرانجام در سال ۱۳۲۶ دوباره به فرانسه بازگشت. و پس از گذشت چهار سال در ۱۹ فروردین ۱۳۳۰ تمامی آثارش را سوزاند و خودکشی کرد.

جملاتی از متن کتاب

  • 1- اینجا وطن دزدها و قاچاقچی‌ها و زندان مردمانش است. هر چه این مادرمرده میهن را بزک بکنند و سرخاب سفیداب بمالند و توی بغل یک آل کاپون بیندازند، دیگر فایده ندارد، چون علائم تعفن و تجزیه از سرو رویش می‌بارد. زمامداران امروز ما، دوره‌ی شاه سلطان حسین را روسفید کردند. در تاریخ ننگ این دوره را به آب زمزم و کوثر هم نمی‌شود شست.

  • 2- هر وقت از این در بیرونت انداختند، از در دیگر با لبخندی وارد بشو. فهمیدی؟پررو؟ وقیح و بی سواد. چون گاهی هم باید تظاهر به حماقت کرد تا کار بهتر درست بشه. مملکت ما امروز محتاج به این جور آدمهاست، باید مرد روز شد. من همه این وزرا و وکلا را درس می دم. چیزی که مهمه باید نشان داد که دزد زبردستی هستی که به آسانی مچت واز نمی شه و جزو جرگه آنهایی و سازش می کنی باید اطمینان آنها را جلب کرد تا ترا از خودشان بدانند ما توی سر گردنه داریم زندگی می کنیم.

  • 3- وظیفه ی ماست که مردم را احمق نگه داریم، تا سر به گریبان خودشان باشند و تو سر هم بزنند!… همیشه در این آب و خاک دزدها و قاچاقچی ها همه کاره بوده اند؛ چون که مقامات صلاحیتدار خارجی اینطور صلاح دیده اند…اشتباه نکنید، ما نمی خواهیم که شما بروید و نماز و روزه ی مردم را درست بکنید؛ برعکس ما می خواهیم که به اسم مذهب، آداب و رسوم قدیم را رواج بدهیم. ما به اشخاص متعصب سینه زن و شاخ حسینی و خوش باور احتیاج داریم، نه دیندار مسلمان.

  • 4- اصلا خاک مرده توی این مملکت پاشیده اند. هر چه این مادر مرده میهن را بزک بکنند و سرخاب سفیداب بمالند دیگر فایده ندارد، چون علایم تعفن و تجزیه از سر و رویش می بارد. اگر ما مردم را از عقوبت آن دنیا نترسانیم و در این دنیا از سرنیزه و مشت و توسری نترسانیم فردا كلاهمان پس معرکه است. اگر عمله روزی ده ساعت جان می کنه و کار می کنه و به نان شب محتاجه و من انبار قالی ام تا طاق چیده شده باید معتقد باشه که تقدیر این بوده إفردا بیا به آنها بگو که همه اینها چرت و پرته که او کار کرده و من کارشکنی کردم، آنوقت خر بیار و باقالی بار کن ! دیگر جای زندگی برای من و شما باقی نمی مانه برای اینکه ما به مقصود برسیم باید ملت ناخوش و گشنه و بیسواد و کر و کور بماند و حق خودش را از ما گدایی کنه ؛ ولی فراموش نکنید که ظاهرن برای مردم باید اظهار همدردی و دلسوزی کرد چون امروز مد شده، اما در باطن باید پدرشان را در آورد. به شما خاطرنشان می کنم که فقط به وسیله شیوع خرافات و تولید بلوا به اسم مذهب می توانیم جلوی این جنبش های تازه که از طرف همسایه شمالی به اینجا سرایت کرده بگیریم. بعد هم یک نره غول برایشان می تراشیم تا این دفعه حسابی پدرشان را دربیاره ! در صورت لزوم ما با اجنه و شیاطین هم دست به یکی خاهیم شد تا نگذاریم وضعیت عوض بشه. عوض شدن جامعه یعنی مرگ ما و امثال ما. پس وظیفه ما رواج قمه زدن، سینه زدن، بافور خونه، جن گیری، روضه خوانی، افتتاح تكیه و حسینیه، تشویق آخوند و چاقوک و نطق و موعظه بر ضدکشف حجاب است. باید همیشه این ملت را به قهقرا برگردانید و متوجه عادات و رسوم دو سه هزار ساله پیش کرد، سیاست اینطور اقتضاء می کنه.

کتاب های مرتبط

1-معرفی کتاب حاجی آقا در یوتیوب

2- معرفی کتاب حاجی آقا در آپارات

اطلاعات بیشتر

نویسنده

صادق هدایت

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

Show only reviews in فارسی (0)

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “حاجی آقا”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.