اتاق آبی

13.00

عنوان: اتاق آبی

نویسنده: سهراب سپهری

ناشر: ولی

موضوع: شعر فارسی

رده سنی: تمامی سنین

تعداد صفحات: 96

تعداد:
مقایسه

توضیحات

معرفی کتاب اتاق آبی اثر سهراب سپهری

ته باغ ما یک سرطویله بود. روی طویله یک اتاق بود، آبی بود، اسمش اتاق آبی بود (می گفتیم اتاق آبی). سرطویله از کف زمین پایین تر بود. راهرویی که به اتاق آبی می رفت چند پله می خورد. اتاق آبی از صمیمیت حقیقت خاک دور بود. ما در این اتاق زندگی می کردیم. یک روز مادرم وارد اتاق آبی می شود. مادر مار چنبره زده ای در طاقچه می بیند. می ترسد. آن هم چقدر. همان روز از اتاق آبی کوچ می کنیم. به اتاقی می رویم در شمال خانه. اتاق پنجدری سپید. تا پایان در این اتاق می مانیم. و اتاق آبی تا پایان خالی می ماند….

اتاق آبی اثر کیست؟ کتاب اطاق آبی، یکی از زیبا ترین کتاب هایی است که به زبان فارسی نوشته شده است و در سال 1369 منتشر شده است. اما یکی از سوالاتی که در این زمانه زیاد پرسیده می شود این است که کتاب اتاق آبی اثر کیست؟ درباره چه چیزی نوشته شده است؟ و به چه نکاتی اشاره دارد؟

اگر بخش هایی از کتاب اتاق آبی را در فضای مجازی، اینترنت یا حتی در کتاب ها و مجلات خوانده باشید می دانید که این کتاب به نثر نوشته شده است. اما آیا می دانید که نویسنده کتاب اتاق آبی کیست؟ شاید برایتان جالب باشد که بدانید، سهراب سپهری؛ شاعر و نقاش ایرانی این کتاب را نوشته است.

احتمالا شما هم فکر نمی کردید که کتاب اتاق آبی را سهراب سپهری نوشته باشد. اما کتاب اتاق آبی نام آخرین اثر سهراب سپهری است که تا قبل از مرگ خود آن را نوشت که بر خلاف هشت کتاب، به نثر نوشته شده است. کتاب اتاق آبی، شامل خاطرات و برداشت های فیلسوفانه سهراب سپهری از دوران کودکی تا پایان زندگی اش می باشد. وی در سال 1359 درگذشت و پیروز سیار توانست این کتاب را ویراستاری کند و در سال 1369 منتشر کند.

 

اتاق آبی

کتاب اتاق آبی

در بخش قبلی به پاسخ اینکه کتاب اتاق آبی اثر کیست، رسیدید. سهراب سپهری، شاعر نوپرداز بزرگ کاشانی این کتاب را در سال های پایانی زندگی خود و درباره برداشت های فلسفی که در زمان های مختلف زندگی خود داشته، نوشته است. کتاب اتاق آبی دارای سه بخش مجزا می باشد و هر کدام از آنها مربوط به دوران خاصی از زندگی سهراب است. این بخش ها عبارتند از «اتاق آبی»، «معلم نقاشی ما» و «گفت و گو با استاد» که به ترتیب مربوط به دوران کودکی، نوجوانی و میانسالی او می باشند.

نگارش کتاب اتاق آبی

بخش های سه گانه کتاب اتاق آبی، از نظر شیوه نگارش، یک دست و شبیه به هم نیست. در واقع نویسنده فرصت نیافت تا زبان آنها را که ظاهرا در چند دوره از عمر نویسنده نوشته شده بودند را هماهنگ کند. پیروز سیار هم تلاش داشت تا این کتاب را با کمترین تغییر ویراستاری کند.

درباره کتاب اطاق آبی

«اطاق آبی» در واقع آخرین کتاب سهراب سپهری، در زمان زندگی اش است که فرصت تمام کردن آن را به دست نیاورد، ولی پیروز سیار توانست این کتاب را با موفقیت جمع آوری کرده و حتی بخش های ناکامل آن را نیز به پایان برساند و با کمترین مقدار ویراستاری، آن را منتشر کند. کتاب در واقع توصیف اتاقی است به رنگ آبی که در انتهای باغ خانه ای وجود دارد و سهراب ضمن توصیف دقیق اتاق، آن را مکانی نمادین و همچنین تحت تاثیر اساطیر بودایی و هندویی ، که نمونه ای بسیار کوچک از جهانی است که ر آن زندگی می کنیم و شباهت های زیادی به دنیای ما دارد.

غالب عناصر نمادینی که در کتاب اتاق آبی نوشته شده، در آثار نظم و شعری سهراب نیز به راحتی به چشم می آیند و جایگاه ویژه ای دارند. از جمله این عناصر می توان به استفاده از رنگ هایی مثل آبی، زرد و قرمز برای معنای تمثیلی آنها، حضور مار به عنوان جانور اساطیری و بیان رابطه مار و آب و باروری و غیره که این کتاب را به یکی از زیبا ترین کتاب های جهان تبدیل کرده است.

 

بخش های مختلف کتاب اتاق آبی

بخش اول؛ اتاق آبی

«اتاق آبی» یکی از بخش های مهم کتاب است که تاریخ نگارش آن را 5 آبان 1355 می دانند. این بخش توصیف یک اتاق آبی است که در انتهای باغ خانه ای که سهراب در آن زندگی می کرده نوشته شده است. اتاقی که ضمن توصیف دقیق، سهراب آن را مکانی نمادین و تحت تاثیر اساطیر بودایی و هندویی، نمونه کوچکی از کیهان می داند و از درک چنین شباهت هایی لذت می برد.

غالب عناصر نمادین در این بخش از کتاب، در آثار دیگر سهراب سپهری نیز نقش های پر رنگی دارند. از جمله استفاده از رنگ هایی مانند آبی، زرد، سپید یا دیگر رنگ های که معنای تمثیلی دارند. یا حضور مار که یکی از جانوران اساطیری شناخته شده است و بیان نکاتی مانند این که رابطه مار و آب به باروری منجر می شود.

در بخشی از بخش اتاق آبی، تاثیر آیین دائورا را نیز می بینیم. در بخشی که سهراب سپهری، تحت تاثیر دین هندوبودایی مار را «ماند الا» می پندارد. معماری اتاق آبی نیز به این شکل وصف می شود:«کف اتاق مربع شکل و طاق ضربی آن مدور بوده» که یاد آور «خانه تقویم» است. در نظر نویسنده، مربع نماد زمین و دایره نماد آسمان است و در واقع اتاق آبی فضایی مقدس است که اتصال زمین به آسمان را توضیح می دهد.

در بخشی از قسمت اتاق آبی می خوانیم:

ته باغ ما ، یك سر طویله بود . روی سر طویله یك اطاق بود ، آبی بود.

اسمش اطاق آبی بود (می گفتیم اطاق آبی) ، سر طویله از كف زمین پایین تر بود. آنقدر كه از دریچه بالای آخورها سر و گردن مالها پیدا بود. راهرویی كه به اطاق آبی می رفت چند پله

می خورد . اطاق آبی از صمیمیت حقیقت خاك دور نبود ، ما در این اطاق زندگی می كردیم. یك روز مادرم وارد اطاق آبی می شود. مار چنبر زده ای در طاقچه می بیند، می ترسد، آن هم چقدر. همان روز از اطاق آبی كوچ می كنیم ، به اطاقی می رویم در شمال خانه، اطاق پنجدری سفید ، تا پایان در این اتاق می مانیم، و اطاق آبی تا پایان خالی می افتد.

کتاب اطاق آبی

بخش دوم؛ معلم نقاشی ما

در بخش دوم کتاب اتاق آبی، نارسایی های و کاستی های نظام آموزشی بیان می شود. سهراب، در این بخش با مرور خاطرات دوران مدرسه، کلاس درس و معلم و کتاب های درسی را با زبانی ساده و طنز گونه، نقد می کند. کلاس های درسی که فضایی سرد و خشک  دارند و با طبیعت بیرون بیگانه هستند. چنین فضای سرد و بی روحی، کودکان را دل زده می کند و به همین خاطر است که بیشتر کودکان از مدرسه بدشان می آید.

خشک بودن فضای کلاس همچنین روی یادگیری بچه ها تاثیر دارد. وقتی شما بی حوصله، خسته یا حتی غمگین در کلاسی نشسته اید، خیلی بعید است که بتوانید به خوبی نکته ای را بیاموزید. شخصیت آموزگاران نیز در این سرد بودن تاثیر زیادی دارد. آدم هایی بی عاطفه و ناآشنا با دنیای کودکان که فضای خشک کلاس را با چوب و فلک خشک تر نیز می کردند.

در کلاس های درس در آن موقع و حتی در زمان حال، آموزگار و شاگرد، در دو دنیای کاملا متفاوت از یک دیگر به سر می برند و در هیچ موردی با هم اتفاق نظر ندارند. کتاب های درسی نیز آلبوم هایی پریشان و پر از مفاهیمی که دیگر در زندگی روزمره ما کاربردی ندارند و نمی توانند در رشد فردی به ما کمک کنند.

سهراب نیز مانند دیگر کودکان، از معلمان و درس ها بیزار است و نقاشی را بهترین پناهگاه خود می داند اما مدرسه آن روزگار، برای تخیل، ابتکار و هنر، جایی ندارد. به همین خاطر سهراب تلاش می کند که سبب تنبیه در آموزش و پرورش را در روم و یونان قدیم و بیان آرای نظریات پلوتارک و ارسطو پیدا کند. از سوی دیگر نیز دلایل آن در عرفان اسلامی و مکاتب هندوبودایی را مشرق را میجوید.

بخشی از قسمت معلم نقاشی ما:

دبستان تمام شد. خط هم كنار رفت. ديگر مشق نكرديم. و صرير قلم نشنيديم. دوات مركب خشكيد. و قلم نی گرمی بازارش شكست. فضيلت خط لای كتاب‌ها ماند. چيزنويسی جای خوشنويسی را گرفت. جای قلم نی, قلم فرانسه آمد. جانشين اين يك خودنويس شد. آنگاه بلايی نازل شد: اپيدمی خودكار دنيا را گرفت. خودنويس چندان بيگانه نبود. در اختراع آن ابوالعلا صاعدين حسن بن صاعد پيشقدم بود: «از مخترعات او قلمی آهنين ميان‌تهی بود كه آن را از مداد پر می‌كرد و يك ماه به كار می‌برد بی‌آنكه قلم خشك شود». و اين در قرن پنجم هجری قمری بود. و صاعد شاعر بود.

 

بخش سوم؛ گفت و گو با استاد

در قسمت سوم کتاب که به میانسالی سهراب اشاره دارد، دیدگاه های نویسنده کتاب اتاق آبی (سهراب سپهری) درباره مکاتب نقاشی، تاریخچه نقاشی در ایران و ویژگی های هنر شرق و غرب و تفاوت های آنها بیان می شود. گفت و گو با استاد در واقع، دنباله سیر تفکرات سهراب سپهری در مجموعه هشت کتاب است و تاثیر و نفوذ بسیاری نیز از آیین ها و اعتقادات شرق و مکاتب هند در آن آشکار است.

سهراب سپهری در این بخش، که ناتمام ماند، با پرسش هایی از استاد فرانسوی خود به توصیف هنر شرق و تفاوت های آن با هنر غرب می پردازد و به چند ویژگی هنر شرق اشاره می کند:

  1. وجود قرینه نگاری و تکرار در نقش های معماری خانه ها، باغ های ایرانی، مساجد، منبت کاری ها، قلم زنی ها، نقاشی ها و حتی شعر ها دیده می شود.

  2. یکسان نگری تصویرگر در پرده نقاشی شرق

حال اینکه در هنر غرب، برای صورتگر مسئله سنجش و اختیار پیش می آید و دیدگان تماشاگر به جهتی خاص هدایت می شود. در نتیجه بخش های دیگر آن از چشم می افتد.

بخش سوم کتاب اتاق آبی سهراب سپهری، بخش ناتمام آن است که پیروز سیار فقط توانست آن را تا حدی کامل کند. سهراب سپهری در سال 1358 به بیماری سرطان خون مبتلا شد و در 1 اردیبهشت ماه 1359، در بیمارستان پارس تهران، درگذشت. به همین خاطر نتوانست که بخش سوم کتاب خود را به پایان برساند.ی ک

زندگی نامه سهراب سپهری

سهراب سپهری در 15 مهر ماه سال 1307 در کاشان به دنیا آمد. پدربزرگ او، میرزا نصرالله خان سپهری بود که نخستین رئیس تلگراف خانه کاشان بود. پدر و مادر او نیز، اسدالله و ماه جبین بودند که هر دو اهل هنر و شعر بودند. اسدالله سپهری، کارمند اداره پست و تلگراف کاشان بود و به بیماری فلج مبتلا شد و در سال 1341 فوت کرد. ماه جبین مادر او نیز در خرداد 1373 درگذشت.

سهراب سپهری یک برادر بزرگ تر به نام منوچهر و سه خواهر با نام های همایون دخت، پری دخت، پروانه داشت که از بچگی هم بازی های وی بوده اند. سهراب سپهری دوران ابتدایی خود را در دبستان خیام و دوران متوسطه و دبیرستان خود را در دبیرستان پهلوی کاشان گذراند و پس از فارغ التحصیلی نیز در خرداد 1322 در دوره دوساله دانش سرای مقدماتی پسران، به استخدام اداره فرهنگ کاشان درآمد.

در شهریور 1327، در امتحانات ششم ادبی شرکت کرد و پس از اخذ دیپلم، در دوره دبیرستان، به تهران آمد و در دانشکده هنر های زیبا دانشگاه تهران، به تحصیل پرداخت و همزمان با آن نیز به استخدام شرکت نفت تهران درآمد ککه پس از 8 ماه از آن کار استعفا داد.

سپهری در سال 1330 نخستین کتاب از مجموعه هشت کتاب خود را با نام مرگ رنگ، منتشر کرد. همانطور که می دانید، سهراب سپهری یکی از کسانی است که شعر های خود را به سبک شعر های نیمایی یا به عبارتی شعر های نو می سرود. هشت کتاب وی نیز به این سبک سروده شده اند. وی در سال 1332 از دانشکده هنر های زیبا فارغ التحصیل شد و به نویسندگی، سرودن شعر و کشیدن نقاشی پرداخت.

سهراب سپهری به فرهنگ شرقی علاقه بسیار خاصی داشت و سفر هایی به هندوستان، پاکستان، افغانستان، ژاپن و چین داشت. مدتی در ژاپن زندگی کرد و حتی هنر «حکاکی روی چوب» را نیز در ژاپن آموخت. وی همچنین علاقه بسیاری به شعر های کهن ژاپن و چین داشت و تعدادی از آنها را نیز ترجمه کرده است.

سهراب سپهری در سال 1358 به بیماری سرطان خون مبتلا شد. او برای مداوا به انگلستان نیز سفر کرد اما فایده ای نداشت و بیماری وی بسیار پیشرفت کرده بود. پس از بازگشت به تهران پس از ناکام ماندن درمانش در انگلستان، سرانجام در غروب دوشنبه 1 اردیبهشت 1359، در بیمارستان پارس تهران، در گذشت. آرامگاه وی نیز در کنار امامزاده سلطان علی بن محمد باقر روستای مشهد ادهال واقع در اطراف کاشان می باشد. آثار محبوب و شناخته شده سهراب سپهری بزرگ عبارتند از:

  • در کنار چمن یا آرامگاه عشق

  • مرگ رنگ

  • زندگی خواب ها

  • آواز آفتاب

  • شرق اندوه

  • حجم اندوه

  • هشت کتاب

  • اتاق آبی (ویراستاری پیروز سیار)

  • هنوز در سفرم (شعر ها و یادداشت های منتشر نشده سهراب سپهری)

  • جای پای دوست (نامه های دوستان سهراب سپهری به کوشش پری دخت سپهری)

بخشی از متون کتاب اتاق آبی

در میگون، یادم هست، روی كوه بودیم، در كمر كش كوه می رفتیم. یك وقت به وجودم هشداری داده شد، رفتم به بر و بچه ها بگویم در سر پیچ به ماری می رسیم، آن كه جلو می رفت فریاد زد: مار. و یك بار دیگر، در آفتاب صبح، كنار دریاچه تار روی سنگی نشسته بودم. نگاهم بالای زرینه كوه بود، از زمین غافل بودم، به تماشا مكثی داده شد.

پیش پایم را نگاه كردم: ماری می خزید و می رفت. كاری نكردم، مرد Tamoul نبودم كه دستها را به هم بپیوندیم. یك mantra از آتار و اودا بخوانم. و یا بگویم: Nalla Pambou.

دویدم تا اطاق سر حوضخانه در آن طرف باغ، عموی كوچك را صدا كردم، تفنگ دولول سر پر خود را برداشت و با من تا سر طویله دوید، مارها را دیدیم، عمویم نشانه رفت، عمویم معنی دو مار به هم پیچیده را بلد نبود، نه از اساطیر خبر داشت، و نه تاریخ ادیان خوانده بود، در چاردیواری خانه ما لفظ Ahimsa یا معادل آن بر زبان نرفته بود، قوس قزح كودكی من در بیرحمی فضای خانه ما آب می شد، عمویم نمی دانست كه برخورد با دو كبرای به هم آمیخته برای هندوی جنوب چه معنی بلندی دارد، تا ببیند خود را كنار می كشد، دستها را به هم می پیوندد، زانو می زند، و دعایی می خواند . هندی آمیزش دو حیوان را گرامی می دارد.

به همان شكل كه همزیستی انگل وار پاره ای از گیاهان را ازدواج می شمارد ،در آتارداودا. اشوتا انگلی سامی می شود تا تولد یك فرزند نرینه هست شود، در مهابهاراتا، pandu دچار لعنت شد و در هماغوشی از پا درآمد. چون غزال به جفت پیوسته ای را كشته بود، عمویم اینها را نمی دانست.

اتاق آبی نام کتابی از سهراب سپهری است. بر خلاف هشت کتاب که مجموعه اشعار سهراب سپهری است، اتاق آبی به نثر نگاشته‌شده‌است و شامل مطالبی دربارهٔ خاطرات و برداشت‌های فیلسوفانه او از دوران کودکی می‌باشد.

کتاب اطاق آبی اثر سهراب سپهری  برای اولین بار بعد از مرگ سهراب و در سال ۱۳۶۹ به چاپ رسید. در بعضی چاپ‌های کتاب، از جمله منبعی که در این مقاله از آن استفاده‌شده‌است، کتاب اتاق آبی به همراه دو نوشته دیگر (معلم نقاشی ما و گفت‌وگو با استاد) انتشاریافته‌است.

سهراب سپهری در ۱۵ مهرماه ۱۳۰۷ در کاشان به دنیا آمد.

پدربزرگش میرزا نصرالله خان سپهری نخستین رئیس تلگراف‌خانه کاشان بود. پدرش «اسدالله» و مادرش «ماه‌جبین» نام داشتند که هر دو اهل هنر و شعر بودند.

او در مرداد ۱۳۳۶ از راه زمینی به کشورهای اروپایی سفر کرد و به پاریس و لندن رفت. ضمناً در مدرسهٔ هنرهای زیبای پاریس در رشتهٔ لیتوگرافی نام‌نویسی کرد.

در دورانی که به اتفاق حسین زنده‌رودی در پاریس بود بورس تحصیلی‌اش قطع شد و برای تأمین مخارج و ماندن بیشتر در فرانسه و ادامهٔ نقاشی، مجبور به کار شد و برای پاک کردن شیشهٔ آپارتمان‌ها، گاهی از ساختمان‌های بیست طبقه آویزان می‌شد.

اطاق آبی وی در ابتدا به سبک نیمایی شعر می‌سرود ولی بعدها رویه خودش را باز شناخت.

در این شیوه جدید سهراب سپهری بر دیدگاه انسان مدارانه و آموخته‌هایی که از فلسفه ذن فرا گرفته بود به شیوه جدیدی دست یافت که «حجم سبز» شیوه تکامل یافته سبکش محسوب می‌شود.

وی عادت داشت که دور از جامعه آثار هنری اش را خلق کند و برای رسیدن به تنهایی‌هایش «قریه چنار» و کویرهای کاشان را انتخاب کرده بود.

شعر وی صمیمی، سرشار از تصویرهای بکر و تازه‌است که همراه با زبانی نرم، لطیف، پاکیزه و منسجم تصویر سازی می‌کند.

از معروفترین شعرهای وی می‌توان به: نشانی، صدای پای آب و مسافر اشاره کرد که شعر صدای پای آب یکی از بلندترین شعرهای نو زبان فارسی است. کریم امامی که از دوستان نزدیک وی بوده در زمان حیاتش برخی از شعرهای سهراب را به زبان انگلیسی ترجمه کرده‌است.

در سال ۱۳۷۵، ترجمه انگلیسی دو مجموعه صدای پای آب و حجم سبز با ترجمه اسماعیل سلامی و عباس زاهدی توسط انتشارات زبانکده منتشر شد.

بعدها نیز مترجمان دیگری شعرهای وی را به زبانهای انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی و ایتالیایی ترجمه کردند.

در سال ۱۳۷۱ شعرهای منتخبی از دو کتاب حجم سبز و شرق اندوه با نام «ما هیچ، ما نگاه» توسط «کلارا خانیس» به زبان اسپانیایی ترجمه شد.

در سال ۱۳۷۵ منتخبی از اشعار سهراب سپهری توسط هنرمند ایرانی جاوید مقدس صدقیانی به زبان ترکی استانبولی ترجمه و از سوی انتشارات YKY در کشور ترکیه منتشر شد.

 

کتاب های مرتبط

1- معرفی کتاب اتاق آبی در یوتیوب

2- معرفی کتاب اتاق آبی در آپارات

اطلاعات بیشتر

نویسنده

سهراب سپهری

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

Show only reviews in فارسی (0)

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “اتاق آبی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.